کودک که بودم وقتی زمین میخوردم

کودک که بودم وقتی زمین میخوردم

مادرم مرا میبوسید و تمام دردهایم از یادم میرفت

دیروز زمین خوردم، ولی دردم نیامد.

اما به جایش تمام بوسه های مادرم یادم آمد

روحت شاد مادرم
دیدگاه ها (۰)

-روز خونینسرما تا مغز استخوانم نفوذ کرده بود، اما تنم از حرا...

اوایل که ساختمانِ رو به رویی را تخریب می کردند دلم گرفت و نا...

قسمت ۶

برده عمارت جئون

#𝙁𝙞𝙫𝙚.𝙮𝙚𝙖𝙧𝙨.𝙤𝙛.𝙨𝙞𝙡𝙚𝙣𝙘𝙚 𝗽𝗮𝗿𝘁 26{این‌بار...دستم رو رها نکن} صد...

وقتی مجبور بودی نقش معشوقه هش رو بازی کنی💚پارت ۱روایت از زبا...

۳پارتی سینا ساعی وقتی

رمان لونا و ویلیام قسمت ۴

پرنسس ناخواسته

★دستبند ما؟!...p⁴پدرم که از تعجب و عصبانیت هیچی نمیگفت، با د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط