{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کودک که بودم وقتی زمین میخوردم

کودک که بودم وقتی زمین میخوردم

مادرم مرا میبوسید و تمام دردهایم از یادم میرفت

دیروز زمین خوردم، ولی دردم نیامد.

اما به جایش تمام بوسه های مادرم یادم آمد

روحت شاد مادرم
دیدگاه ها (۰)

✦ اولین گناه ✦فصل هشتم: صبحی که هیچ‌کس انتظارش را نداشت---نی...

《برادره ناتنیم》(پارت ۵)ویو ا/تمن همون جا خشکم زده بود که افت...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وپنجم: جای خالیِ کنارم---صبح.چشمانم ر...

پارت ۶هاشیراما با یک سینی شربت آمد داخل . کمی بازیگوشانه گف...

اوایل که ساختمانِ رو به رویی را تخریب می کردند دلم گرفت و نا...

قسمت ۶

برده عمارت جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط