{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این جماعت...

این جماعت...

وقتی چادر می پوشم، با نگاه هایشان مسخره ام می کنند...

وقتی چفیه می اندازم، انگشت هایشان را به سویم می گیرند...

وقتی بسیج می روم، نگاه هایشان امانم نمی دهد...

وقتی عکس #حضرت-آقا روی صفحه ی گوشی یا کامپیوتر می گذارم، به اعتقاداتم توهین می کنند...

وقتی بی تابی مناطق جنوب را می کنم، بی تابی ام را به مسخره می گیرند...

وقتی راهی مزار شهدا می شوم، می خندند به علاقه هایم...

وقتی در برابرشان بحث هم می کنم، جوابم را فحش می دهند...

وقتی میخواهم حرفی بزنم هم کاری می کنند که سکوت را برگزینم...

وقتی غصه ی غصه های امامت را میخوری، غصه هایت را با حرف هایشان دو چندان می کنند...

و...

دیگر قلمم عاجز است از توصیفشان.


عجب جماعتی هستند این جماعت...!


و حال که اینگونه هستند،

بگذار برایت بگویم که

همرنگ این جماعت شدن رسوایت می کند...

حال که این جماعت را شناختی،

بگذار قافیه ها را عوض کنیم...

خواهی نشوی همرنگ، رسوای جماعت شو...

و

خواهی نشوی رسوا، همرنگ #شهیدان شو

که رنگشان #بی-رنگی است...
دیدگاه ها (۲)

وضو که می گیری با لب خندان سر جانماز بنشین!اگر اخم ها را در ...

ترجمه ادامه لایو ویورس جین:🐹🌸 من از او پرسیدم: "می‌خواهی کجا...

بسم الله الرحمن الرحیم وَذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَ...

پارت ۱۱:خب فک کنم عاشقشت شدم! will i fill i love you

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌ونهم: باغِ ما---سال‌ها بعد.عمارتِ دِه‌گ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷③_بخش اول_بدترین دردی که می‌توان...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت۱۵‌تابستان با گرمای ط...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❼قاعده‌ای وجود ندارد كه به درد همه بخورد، هر كس ب...

سناریو اوبیکاکا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط