KIM V
Part 33
کیموی
ا.ت:
شلوارک لیمویی که تا بالای رونم بود، کشیدم دکمش بستم و در باز کردم
ا.ت: جانم تهیونگ
تهیونگ اومد حرف بزنه که چشمش به رونای لخت من خورد لب تر کرد و گفت:
این شلوارک خیلی خوشگله همه رنگ هاشو بردار
ا.ت: تهیونگ خیلی زیاد میشه عزیزم
تهیونگ : همین که گفتم توت فرنگی بیا این دامن هم امتحان کن
ا.ت: خسته شدم تهیونگ
خیلی لباس عوض کردم
کامل اومد تو اتاق پرو و درو بست
دامن ها رو آویزان کرد
رو یه زانو نشست
اشاره کرد بشنم رو پاش
منم از خدا خواسته نشستم
ا.ت: آخیش پام خشک شده بود تهیونگ
تهیونگ: قربونت بشم خب منو صدا میکردی کمکت کنم
دستشو سمت دکمه و زیپ شلوارک برد و باز کرد
همونطور که نشسته بودم درآورد
یک دامن لی کوتاه یخی برداشت پام کرد
و زیپش بست
تعیونگ: بلند شو توت فرنگی ببینمت
ا.ت: وای تهیونگ این خیلی خوشگلهه
دامن تا زیر باسنم بود
فقط زیادی کوتاهه
نگاه خم میشم تمام دم و دستگاهم میزنه بیرون
یه نگاه تو آینه کردم دیدم باسنم دقیقا جلو تهیونگ گرفتم خم کردم
تهیونگ: ا.ت واقعا خیلی بی شرمی حداقل نگاه کن کدوم وری ژست میگیری
ا.ت: ببخشید تهیونگ حواسم نبود کدوم سمت نشستی
اومدم صاف وایسم که تهیونگ کمرم رو گرفت سمت خودش کشید
ا.ت: تهیونگ چیکار میکنی
تهیونگ: هیس بیبی آقا ببره گرسنش می خواد توت فرنگیشو بخوره
دامن تنگم رو کشید بالا
(اینجا یک اسمات حذف شده داره که حذفش کردم و توی کامنتا هست)
ا.ت: ته بدنم ضعف کرده
تهیونگ: میدونم بیبی خوشمزم
الان میریم غذا میخوریم
وسایلو برداشتیم از پرو اومدیم بیرون
اومدم حساب کنم که ته یه اخمی کرد
دست نبرده برگشتم
تهیونگ: توله تا وقتی با منی دست تو جیبت نمیکنی
ا.ت:چشم
ا.ت: خب ته من به لباس زیر احتیاج دارم بریم این مغازه خرید
با هم رفتیم تهیونگ بیرون موند
ات: سلام خسته نباشید
من چند تا لباس زیر فانتزی با لباس خواب میخوام
لطفا سوتین داشته باشه لباس زیرها
فروشنده : سایز چند؟
فکر میکنم ۷۵
لباس خواب مشکی، سفید، قرمز، طلایی همشون قشنگ بودن
ا.ت: نمی تونم انتخاب کنم همش بده
دیگه لباس زیرها هم انتخاب کردم با کارت تهیونگ
الان میگه چه جفت ولخرجی دارم
تقصیر خودشه من عاشق لباسم
رفتم بیرون با ذوق کارتشو بهش دادم پلاستیکها هم دادم دستش بگیره
ا.ت: تهیونگ بریم که دارم از گشنگی میمیرم
تهیونگ
تو اتاق پرو نتونستم تحمل کنم بیبی خوشگلم نخورم واقعا هم خوشمزه بود
حیف مکان بد بود و گرنه بیشتر میتونستم طعمشو بچشم
بعد خرید لباسها گفت میخواد بره لباس زیر بگیره کارتم بهش دادم رفت تو
خودم بیرون وایسادم اگر زن دیگه ای هم باشه معذب نشه
بالاخره اومد بیرون باهم رفتیم سمت رستوران یه چیزی بخوریم
خرید ها رو تو ماشین گذاشتم تا راحت باشیم
تهیونگ: چی میخوری توت فرنگی؟
ا.ت: دلم پیتزا میخواد خیلی وقت نخوردم
رفتیم سمت رستوران فست فود
از در که وارد شدیم همه نگاه ها به ما بود
چشمم افتاد به دو تا مرد که به ات نگاه میکردن اخم کردم چقدر چشم بعضی ها هرز میچرخه و اخم کردم
ا.ت رو به خودم چسبوندم
دستم به پشت کمرش انداختم به سمت
دنج ترین جای رستوران رفتیم
غذا رو که خوردیم رفتیم چند تا وسیله کاپلی هم خریدیم
خرگوشک حسودم هرجا که فروشنده زن بود میرفتیم،
سریع می پرید جلو میگفت من خریدارم با من صحبت کنید
یه اخم هم میکرد که مثلا خیلی جدیه
خیلی جلوی خودمو گرفتم جلوی مردم بیبی کیوتم رو نخورم
بالاخره تمام شد خریدها
رفتیم سمت ماشین
تا نشستیم کفش هاش رو درآورد کتشم در آورد انداخت صندلی عقب
ا.ت: اخی بدنم داره خورد میشه ته
كتم در آوردم گذاشتم کنار کت ا.ت
تهیونگ: پاهاتو بذار رو پای من توله قشنگم
برگشت تکیه داد به در
پاهاشو گذاشت رو پام جورابش در آوردم انگشت ها و کف پاشو ماساژ دادم
تهیونگ: خوبه بیبی الان بهتری؟
ا.ت: آره ته دستت درد نکنه ببخشید من انقدر سوسول نیستم ولی بدنم خیلی ضعیف شده
کیموی
ا.ت:
شلوارک لیمویی که تا بالای رونم بود، کشیدم دکمش بستم و در باز کردم
ا.ت: جانم تهیونگ
تهیونگ اومد حرف بزنه که چشمش به رونای لخت من خورد لب تر کرد و گفت:
این شلوارک خیلی خوشگله همه رنگ هاشو بردار
ا.ت: تهیونگ خیلی زیاد میشه عزیزم
تهیونگ : همین که گفتم توت فرنگی بیا این دامن هم امتحان کن
ا.ت: خسته شدم تهیونگ
خیلی لباس عوض کردم
کامل اومد تو اتاق پرو و درو بست
دامن ها رو آویزان کرد
رو یه زانو نشست
اشاره کرد بشنم رو پاش
منم از خدا خواسته نشستم
ا.ت: آخیش پام خشک شده بود تهیونگ
تهیونگ: قربونت بشم خب منو صدا میکردی کمکت کنم
دستشو سمت دکمه و زیپ شلوارک برد و باز کرد
همونطور که نشسته بودم درآورد
یک دامن لی کوتاه یخی برداشت پام کرد
و زیپش بست
تعیونگ: بلند شو توت فرنگی ببینمت
ا.ت: وای تهیونگ این خیلی خوشگلهه
دامن تا زیر باسنم بود
فقط زیادی کوتاهه
نگاه خم میشم تمام دم و دستگاهم میزنه بیرون
یه نگاه تو آینه کردم دیدم باسنم دقیقا جلو تهیونگ گرفتم خم کردم
تهیونگ: ا.ت واقعا خیلی بی شرمی حداقل نگاه کن کدوم وری ژست میگیری
ا.ت: ببخشید تهیونگ حواسم نبود کدوم سمت نشستی
اومدم صاف وایسم که تهیونگ کمرم رو گرفت سمت خودش کشید
ا.ت: تهیونگ چیکار میکنی
تهیونگ: هیس بیبی آقا ببره گرسنش می خواد توت فرنگیشو بخوره
دامن تنگم رو کشید بالا
(اینجا یک اسمات حذف شده داره که حذفش کردم و توی کامنتا هست)
ا.ت: ته بدنم ضعف کرده
تهیونگ: میدونم بیبی خوشمزم
الان میریم غذا میخوریم
وسایلو برداشتیم از پرو اومدیم بیرون
اومدم حساب کنم که ته یه اخمی کرد
دست نبرده برگشتم
تهیونگ: توله تا وقتی با منی دست تو جیبت نمیکنی
ا.ت:چشم
ا.ت: خب ته من به لباس زیر احتیاج دارم بریم این مغازه خرید
با هم رفتیم تهیونگ بیرون موند
ات: سلام خسته نباشید
من چند تا لباس زیر فانتزی با لباس خواب میخوام
لطفا سوتین داشته باشه لباس زیرها
فروشنده : سایز چند؟
فکر میکنم ۷۵
لباس خواب مشکی، سفید، قرمز، طلایی همشون قشنگ بودن
ا.ت: نمی تونم انتخاب کنم همش بده
دیگه لباس زیرها هم انتخاب کردم با کارت تهیونگ
الان میگه چه جفت ولخرجی دارم
تقصیر خودشه من عاشق لباسم
رفتم بیرون با ذوق کارتشو بهش دادم پلاستیکها هم دادم دستش بگیره
ا.ت: تهیونگ بریم که دارم از گشنگی میمیرم
تهیونگ
تو اتاق پرو نتونستم تحمل کنم بیبی خوشگلم نخورم واقعا هم خوشمزه بود
حیف مکان بد بود و گرنه بیشتر میتونستم طعمشو بچشم
بعد خرید لباسها گفت میخواد بره لباس زیر بگیره کارتم بهش دادم رفت تو
خودم بیرون وایسادم اگر زن دیگه ای هم باشه معذب نشه
بالاخره اومد بیرون باهم رفتیم سمت رستوران یه چیزی بخوریم
خرید ها رو تو ماشین گذاشتم تا راحت باشیم
تهیونگ: چی میخوری توت فرنگی؟
ا.ت: دلم پیتزا میخواد خیلی وقت نخوردم
رفتیم سمت رستوران فست فود
از در که وارد شدیم همه نگاه ها به ما بود
چشمم افتاد به دو تا مرد که به ات نگاه میکردن اخم کردم چقدر چشم بعضی ها هرز میچرخه و اخم کردم
ا.ت رو به خودم چسبوندم
دستم به پشت کمرش انداختم به سمت
دنج ترین جای رستوران رفتیم
غذا رو که خوردیم رفتیم چند تا وسیله کاپلی هم خریدیم
خرگوشک حسودم هرجا که فروشنده زن بود میرفتیم،
سریع می پرید جلو میگفت من خریدارم با من صحبت کنید
یه اخم هم میکرد که مثلا خیلی جدیه
خیلی جلوی خودمو گرفتم جلوی مردم بیبی کیوتم رو نخورم
بالاخره تمام شد خریدها
رفتیم سمت ماشین
تا نشستیم کفش هاش رو درآورد کتشم در آورد انداخت صندلی عقب
ا.ت: اخی بدنم داره خورد میشه ته
كتم در آوردم گذاشتم کنار کت ا.ت
تهیونگ: پاهاتو بذار رو پای من توله قشنگم
برگشت تکیه داد به در
پاهاشو گذاشت رو پام جورابش در آوردم انگشت ها و کف پاشو ماساژ دادم
تهیونگ: خوبه بیبی الان بهتری؟
ا.ت: آره ته دستت درد نکنه ببخشید من انقدر سوسول نیستم ولی بدنم خیلی ضعیف شده
- ۲۷.۱k
- ۰۵ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط