زائری در اول صف بود، دردی داشت

زائری در اول صف بود، دردی داشت
بعد از او یک زائر دیگر
آه سردی داشت
زائری بعدش
مشکلی را می کند با حضرتت مطرح
من ولی می ایستم در انتهای صف
هر چه آخرتر
فرصتِ دیدارت افزون تر


#احسان_پرسا
دیدگاه ها (۱)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②②_بخش اول_پیش‌ از آنکه‌ دانه‌ای...

چند پارتی بازیچه

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃 𝟸 | هم‌کلاسیِ مزاحمسه روز از شروع دانشگاه گذشته ب...

راز خون پارت ۱۲

contact 🍷#contract𝑃𝑇13ویو هویج:بعضی آدما وقتی وارد زندگی‌ات ...

برده عمارت جئون

اشک چشمم را به دنبالت فرستادم بیابیستونم را پی خالت فرستادم ...

اشک چشمم را به دنبالت فرستادم بیابیستونم را پی خالت فرستادم ...

عاشقانه های شبنم درکنار زندگیم

اشک چشمم را به دنبالت فرستادم بیابیستونم را پی خالت فرستادم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط