{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی طرف

PART:۱
چند پارتی

سلام من پارک جیمین هستم
جزو گروه بی تی اس
و ۲۳ سالمه
باید برایه پایان نامه دانشگاهم چند ترم تو دانشگاه شرکت می کردم ولی تصمیم گرفتم هویت خودم رو از بقیه پنهان کنم
قیافم؟( شما بگیرین بقیه نمیفهمن)
امروز قرار بود برم دانشگاه و دو هفته دیگه بقیه پسرا هم بیان
پس رفتم دانشگاه و با مدیر به سمت کلاسم رفتیم

سلام من ا.ت هستم ۲۰ سالمه مادرم رو ازدست دادم و پدرمم منو نخواست پس تصمیم گرفتم خودم رو پایه خودم وایستم
از زبان ادمین
ا.ت دختری کیوت ناز مظلوم و ساکته و کسی جرعت نمیکنه بهش چیزی بگه چون همه میدونن پشت اون چهره یه طوفان خوابیده ا.ت یه گوشه رویه صندلیه تک نفره جلویه پنجره کلاس میشینه ا.ت مسلط به هنر های رزمی و کلا تو هر کاری بی‌نظیری اما نه دوستی داره و نمی زاره که کسی بهش نزدیک بشه
ویو ا.ت
یه‌ روز معمولیه دیگه رفتم دانشگاه و سر جایه همیشگیم نشستم دختره باز شروع کردن به حرف زدن راجب من
کلا: وایی این دختره چرا اینجوریه چرا انقدر ساکته
لیا: اره دل همه پسرارو میبره چقدر هم خوشگله اما با هیچ کس تو رابطه نیس!
جیسا: دختره بدبخت نه معلوم نیست چیکار کرده که پدرش اونو.....
دستم رو محکم کوبیدن رو میز همون طور که خیره به پنجره بودم قیافم رو تغییر ندادم همون قیافه دخترا از جا شون پریدن ( شاشیدن به خودشون)
ا.ت: عزیزم چیزی میگفتی ؟
کای: ( یکی از پسرایه کلاس) ن.نه ا.ت گوه اضافی خ.خورد
ا.ت: وااا
کای: اره دیگه( خنده ضایه)
ساکت نشستم سر جام
یهو مدیر امد همه بلند شدیم
مدیر: سلام بچها
همه: سلام
مدیر: امید وارم روز خوبی رو شروع کرده باشید خب امروز یه دوست جدید به جمعتون اضافه میشه
مدیر: پسرم بیا داخل
پسره: چشم
امد داخل
اون یه پسره قد بلند و خوش تیپ بود چقدر کیوت بود
مدیر : ایشون اقایه پار....
پسره: ( سرفه) من جانگ جیمین هستم خوشبختم
همه: همچنین
مدیر: پسرم برو یه جا بشین
پسره: چشم
مدیر رفت
رفت و کناره جکسون نشست
جکسون: وای وای یه تازه وارد
جیمین: خب؟
جکسون: تو پر و پاچه من نپیچ پسر
جیمین: (پوزخند)
یهو جکسون یقیه جیمین رد گرفت و کوبوند به دیوار
جکسون: با من بازی نکن بچه جون
جیمید یقش رو آزاد کرد از دست جکسون
ا.ت: هوی گوریل بهتره شروع نکنی آدم ها رو با گوه هایی که می خوری اشتباه گرفتی
جکسون: ا.ت تو
ا.ت: من خب بگو
ساکت شد و نشست سر جاش
ا.ت: هعی تو پسر بهت پیشنهاد میکنم کنار اینا نشینی اگه مغزت برات مهمه
پسره امد و رویه میز تک نفره اون ور کلاس نشست
استاد امد
ویو جیمین
اون دختر چرا چرا انقدر خواست بود اون حد از نازی اون چشما اون مو ها اون مظلومیت ولی چرا انقدر تنها؟
نهههه جیمیننن چی میگی به تو چه اصلاااا واییییی
ادامه دارد..
دیدگاه ها (۲)

پارت ۱ :ویو ا/ت : سلام من ا/ت هستم دختر یه خانواده ی پولدار ...

تک پارتی✨میکاپ‌آرتیست مخصوص آقای پارک... پشت صحنه‌ی سالن کنس...

سناریو(بی تی اس)«وقتی عضو هشتمی و میرین فن ساین یه آرمی بهت ...

True Love⑦آخر هفته بعدازظهربهش گفته بودم امروز به جای مطب بر...

p3

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟐| پسرِ کافه‌ی طبقه‌ی دومبعد از آن روز، یونگی را چند با...

دختر تنها______________________________________ویو ا/تخیلی خ...

آواز عشق♣️part:1♣️ ا/ت ویو:خب خب سلام من جانگ ا/ت هستم یه دخ...

(دلداده )ا/ت: سلاممممم جین:سلام جوجه رنگیا جیمین: به به سلام...

💜 پارت اول | شبی که همه‌چیز شروع شد صدای موسیقی کل بار رو پر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط