آواز عشق
آواز عشق
♣️part:1♣️
ا/ت ویو:
خب خب سلام من جانگ ا/ت هستم یه دختر شاد و بامزه که بخاطر شرایط زندگی یکم سرد و بی احساس نشون میدم خودمو،۲۵ سالمه و تازه ۸ ماهه دبیو کردم پدر و مادرم مخالف موسیقی بودن پس بهم گفتن اگه خواستی خواننده شی باید خانوادت رو فراموش کنی منم انتخاب کردم که خواننده شم
یونگی ویو:
سلام من مین یونگی هستم و ۲۸ سالمه
ا/ت ویو
با صدای آلارم گوشیم از خواب نازنینم بیدار شدم ساعت 7:15 بو پاشدم رفتم دستشویی و کار های مربوط رو انجام دادم( انتظار داری مراحل کاراشو تو دستشویی هم توضیح بدم🤨) امروز قرار بود برم پیش یکی آهنگساز های معروف که میگن خیلی هم جذابه از دستشویی اومدم بیرون روی صندلی میز آرایش نشستم و شروع کردم به انجام روتین پوستی، بعد از انجام روتین پوستی پاشدم یه لباس نیمه باز پوشیدم(عکسشو میزارم)و از اونجایی که علاقه به آرایش کردن ندارم یه برق لب و یه ریمل زدم و رفتم تو پارکینگ که یکی از استف هام که اسمش هانا بود زنگ زد گفت که دم در منتظر منه
♣️part:1♣️
ا/ت ویو:
خب خب سلام من جانگ ا/ت هستم یه دختر شاد و بامزه که بخاطر شرایط زندگی یکم سرد و بی احساس نشون میدم خودمو،۲۵ سالمه و تازه ۸ ماهه دبیو کردم پدر و مادرم مخالف موسیقی بودن پس بهم گفتن اگه خواستی خواننده شی باید خانوادت رو فراموش کنی منم انتخاب کردم که خواننده شم
یونگی ویو:
سلام من مین یونگی هستم و ۲۸ سالمه
ا/ت ویو
با صدای آلارم گوشیم از خواب نازنینم بیدار شدم ساعت 7:15 بو پاشدم رفتم دستشویی و کار های مربوط رو انجام دادم( انتظار داری مراحل کاراشو تو دستشویی هم توضیح بدم🤨) امروز قرار بود برم پیش یکی آهنگساز های معروف که میگن خیلی هم جذابه از دستشویی اومدم بیرون روی صندلی میز آرایش نشستم و شروع کردم به انجام روتین پوستی، بعد از انجام روتین پوستی پاشدم یه لباس نیمه باز پوشیدم(عکسشو میزارم)و از اونجایی که علاقه به آرایش کردن ندارم یه برق لب و یه ریمل زدم و رفتم تو پارکینگ که یکی از استف هام که اسمش هانا بود زنگ زد گفت که دم در منتظر منه
- ۴۱
- ۱۳ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط