{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عضو هشتم..

عضو هشتم..
درخواستی
Part:¹
علامت ها: رایا:_جیمین:+
دخترک به شکم تقریبا برامیده اش نگاهی کرد و دستی کشید و به ارومی لب زد
_دخترم به نظرت به بابایی بگم؟ هوم ؟ بگم که یه دختر کوچولوی ناز و خوشگل تو شکمم دار_
دخترک حرفش با زنگ گوشیش نصفه موند به صفحه گوشیش نگاهی کرد و لبخند روی لب هاش نشست و تماس با
My love🌸
برقرار کرد
+ سلام پرنسسم
_سلام موچی جونم
+پرنسسم خوبه؟
_ خوبم ، موچی تو خوبی؟
+منم خوبم پرنسسم ..راستی زنگ زدم بگم کمپانی گفته که امروز نمی خواد بیاین کمپانی حالا که نمی خواد بریم نظرت چیه بریم بیرون هوم؟
_اره فکر خوبی_
ویو رایا
تا خواستم جواب جیمین رو بدم دوباره اون حالت تهوه کوفتی اومد سراغم و سریع تماس و قطع کردم و به سمت دستشویی رفتم که..
ادامه دارد
دیدگاه ها (۴)

وقتی دوست صمیمی هستین ولی اون دوست دختره داره ولی یه روز .‌....

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶 #پارت_70سر میز نشستم خواستم قاشقی...

𓆩 پارت ۳۹ 𓆪 🖤🥀ات با عجله وارد خانه شد و کیفش را روی مبل اندا...

..عشق تلخ.داستان از کجا شروع میشه یه روز مثل همیشه برای کار ...

( Blue Side )

[ چندپارتی از تهیونگ ] [ پارت ۳ ]نزدیک ظهر، وقتی ات...

پارت 20رمان 🤍عشق مدرسه ای 🤍هیونجین: باشه ویو جونگین و ات: جو...

ࡃܢܚ݅ࡐ߳ ܥ‌‌ܝ‌ܥ‌‌ࡅ߭ߊ‌ܭ p2 زمان ساعت با دقت طرح ام میکشدم رنگ م...

رمان { تا وقتی که عاشقت شدم} ۲_گردنبندی که ته به آت داد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط