من ز لمس نفست قصد زیارت دارم

من ز لمس نفست قصد زیارت دارم
من به بوسیدن لبهای تو عادت دارم

عطر موهای تو آرامش شب های من و
اندر آن قصه به صد شیوه حکایت دارم

چه کنی چون گل نوخاسته در دامن باغ
من به هر کس که تو را دیده حسادت دارم

تیر مژگان نشنیدی به دل مجنون رفت..؟
من همان شرحه دلم قصد غرامت دارم

نبَرد هر چه که مجنون ز غم لیلی برد
آنقدر غصه که از چشم سیاهت دارم

تو گذشتی ز من و هیچ نگفتی که کیم
بعد از این دربدر و حسرت آهت دارم

دیده ای زائر و درگاه حرم، باور کن
که همان زائرم و چشم به راهت دارم

چه کنم نیست مرا دادرسی از غم تو
به خدا چشم به آن روز قیامت دارم

ناله و سوز من و دست به دامان خدا
تو تمنای دلم چشم اجابت دارم

ماه من هستی و من دیده به راهت چه کنم
این مکافات که بی جرم و جنایت دارم
دیدگاه ها (۱)

نه از آشنایان وفا دیده امنه در باده نوشان صفا دیده امز نامرد...

غـزل بانـوی مـهر آئین بنــازم روی ماهت را به عطر زلف مشکینت ...

عاشقانه های شبنم

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

قلب من این تاریخ و یادته : ۱۳۹۹/۸/۱معلومه که یادته چون که هم...

Forbidden love③ا/ت: یعنی چی بدن خودمه و هر لباسی دلم بخواد م...

شب تولدم فصل 3پارت 17ات: تهیونگ به حرفاش گوش میکنمو ازش فاصل...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 6جانگکوک زیر لب غرید...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟜و اگر من برای همه‌ی دنیا چیزی نبودم، عیبی نداشت، فقط...

من ز لمس نفست قصد زیارت دارممن به بوسیدن لبهای تو عادت دارمع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط