#یاد کودکی هایم بخیر...آن زمان که فردا معنایی نداشت هرچه

#یاد کودکی هایم بخیر...آن زمان که فردا معنایی نداشت هرچه بود امروز بود ،همه ی امروز را استفاده میکردم حتی از ثانیه ای از آن هم نمی گذشتم...شادی ها و غم های خالصانه و کودکانه دعواهای ثانیه ای وبدون کینه،اسباب بازی هایی که زیباتر و بهتر از آنهارا سراغ نداشتم،ساعت ها با آنها بازی میکردم بدون فکر به آنکه شاید بهتر از آنها هم باشد!!...ودر نهایت خوابی عمیق و دلچسب گاهی وسط بازی کردن چقدر می چسبید...و دوباره امروز و آغاز زندگی انگار نه انگار دیروزی بود یا حتی فردایی هست...
یادش بخیر دوران شیرین و دلچسب کودکی
#به گمانم آن موقع ها به خدا بیشتر اعتماد داشتم تا اعتقاد
خدایا مرا به پاکی و صفای کودکی ام برگردان...درواقع مرا به خودت نزدیک تر کن...کودکی ام همراه با آغوش مادرم بود تو مهربان تر از مادرم هستی...و چه افتخاریست اینکه تو خدایم هستی♥ ️
دیدگاه ها (۱)

#عشق_ممنوعه‌_شب پارت پنجم | بوی آشنا صبح، عمارت بیش از همیشه...

سلام من مایا هاوک هستم و اینجام تا بررسی کنماز مجموعه کرایتر...

پرنسس ناخواسته

My lovely neighbor part : ۸۰

وقتی که یک کودک بودم.. با عروسک ها و اسباب بازی هایم حرف میز...

⌑چهارشنبه ۲۷ دسامبر ۲۰۲۳⌑ ⊹چهارشنبه ۶ دی ۱۴۰۲⊹نمیدانم نمیدا...

⁨⁨⁨همیشه از خودم می‌پرسم: «تا کی این حس را خواهم داشت؟» اما ...

سلام دوستایی عزیز میدونم نزدیک عیدولی آیا میدانید یک مرده چه...

کجاست مادرم ؟وقتی زمانه سخت میگیردوقتی که قلبم از بی انصافیِ...

در زندگی هر آدمی یکی انحصاراً باید باشد..از آن آدم های خاص ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط