ارسالی از کاربران

ارسالی از کاربران

✅ حکایت خیلی آموزنده از شراب

🔻 در یک شرکت هواپیمایی اروپایی ، یک مسلمان در سفرش همراه مسافران اروپایی غیرمسلمان سفر می کرد..

مهماندار هواپیما نزدیک این مسلمان شد و یک لیوان شراب را برایش آورد و گفت:

بفرمایید این نوشیدنی است برای شما تا بنوشید!

مرد مسلمان آن را برداشت و بو کرد، بسیار مودبانه از نوشیدن آن خودداری کرد.

مهماندار هواپیما نزد مدیر هواپیما رفت و در مورد این فرد مسلمان به او اطلاع داد که یکی از مسافران نوشیدنی را نمی نوشد و باعث بدبینی مسافران به نوشیدنی شده است که این موضوع کمی برای شرکت هواپیمایی ما بد است و باعث تبلیغ منفی میشود..

مدیر هواپیما نوشیدنی را شخصاً نزد آن مسلمان برد و گفت:

آیا در خدمات ما کمی و کاستی وجود دارد که شما نوشیدنی را نمی نوشید؟

لطفا بفرماید این نوشیدنی را نوش جان نمایید و از سلامتی آن مطمئن باشید و خودش کمی از آن را جهت اطمینان نوشید..

در جواب آن، مرد مسلمان پاسخ داد:

❌ من مشروب الکلی را نمی نوشم، در حالیکه مدیر هواپیما پافشاری می کرد تا آن مسلمان مشروب را بنوشد..

سپس مرد مسلمان فرمود:

در صورتی که شما پافشاری دارید که آن را بنوشم، به شرطی آن را می نوشم که نخست این نوشیدنی را برای خلبان بدهید که بنوشد!

مدیر هواپیما گفت:
این کار چطور امکان دارد که الکل را به او بدهم در حالیکه او سر وظیفه اش است؟ اگر او این نوشیدنی را بنوشد امکان از بین رفتن همه ی مسافران وجود دارد..

سبحان الله مرد مسلمان از چشمانش اشک جاری شد و گفت:

من مسلمان هستم و من همیشه در سر وظیفه هستم تا از دینم و ایمانم محافظت کنم، اگر این نوشیدنی را بنوشم پس تمام زندگی خود را در این دنیا و در آخرت در خطر انداخته ام
این است وظیفه یک مسلمان!!
@khodayamarapakizebapazur
دیدگاه ها (۵)

Fabric of Love~P5ویو بار*صدای خنده های مرد ها و زن های مست ت...

holaaaaaaaa

فیک تهکوک | جایی که اعتماد مرد

🍷 شراب قرمزقسمت چهارم: صدای پشت دررینا تمام شب نتوانست بخواب...

من به هیچ وجه به انتخابات ایران اعتبار نمی‌دهم و در آینده نی...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴⁶. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.(دوشنبه__ ۱۰:۲۳ د...

*لاله مرزبان؛ محصول مشترک مهدی جهانگیری، محمّد امامی و شهاب ...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 3 | یک میز مشترکزنگ پایان کلاس که خورد، ا/ت تق...

{محکوم به لمس } part ۲۶ 杂交种آرو وقتی سکوتش را دید لجباز و یه...

قسمت ۲۸ — «صدایی از پنج سال قبل» 🖤ات هنوز گوشی را کنار گوشش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط