{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سیلام سیلام

سیلام سیلام
من اومدم
برادر خوانده
P:4
(ویو کوک)
براید بغلش کردم و گذاشتمش تو ماشین
چون همیشه خستمه بالشت و پتو توی جعبه عقب ماشین هست
اونو برداشتم و رفتم سمت ته بالشت و زیر سرش گذاشتم پتو رو هم روش انداختم جوری که بیدار نشه.میخواستو درو ببندم که یهو یه تکونی خورد و میخواست بیوفته پایین.گرفتمش و یه لحظه چشماشو باز کرد.چشم تو چشم شدیم . توی چشماش غرق شدم.تاحالا بهش توجه نکرده بودم.چرا انقد چشماش قشنگ و ناز بودن.یهو به خودم اومدم و دیدم دارم میبوسمش......
چیییییییی!!!!!
مننننن!!!!
چرا داداشمو دارم میبوسممممممم!!!
(داداش از خداتم باشه)
چشمام از تعجب گرد شد.نمیدونستم ازش جدا شم یا همچنان به بوسیدن اون لبای صورتیش که طعم توت‌فرنگی میداد ادامه بدم!
نمیدونم چیکار کنم.کلافه ام.از وقتی که فهمیدم حسم نسبت بهش عوض شده اذیتش میکنم.نمدونم چرا.دست خودم نیست.نمیخوام کسی نزدیکش بشه یا باهاش حرف بزنه.با اینکه داداشمه ولی یه حس ناشناخته و جدید نسبت بهش دارم که به هیچ کس دیگه ای نداشتم.
ولی خسته شدم.باید یجوری میفهمیدم که واقعا «عاشقشم»یا نه.نباید با خودم رودرواسی داشته باشم.اگه بخوام چیزیو مشخص کنم امشب مشخصش میکنم.
دیدگاه ها (۱۵)

وقتی تنبیه میشی

Pat:2اسم: عاشق چشماش شدمیه لحظه احساس کردم خیلی خوشتیپه. وای...

first love

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 2+ چیزی نیست.+ معلومه.رفتم کنارش نشستم و آروم پتو ر...

My professorChapter:2Part:109"ساعت ۸:۴۵"لباسمو انتخاب کردم و...

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

part 10

part 9ویو مایکیصبح از خواب بیدار شدم و رفتم یه آبی به دست و ...

کپشننننن گلیاااا🎀🖇عروسک من😈🔞پارت پنجاه و چهار+وا نیشگون واس...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part قلاب زنجیر به دیو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط