{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🖤My little girl~»

🖤My little girl~»
🖤دختر کوچولوی من~»

🖤Part

قلاب زنجیر به دیوار شل شده بود و با هربار که دستمو میکشیدم صدای عجیبی میداد..

دستمو محکم کشیدم و قلاب تکون دیگه ای خورد...

خوبه!
بیشتر تقلا کردم و...


#جونگکوک
ویو جونگکوک

درسته که نقشه ش برملا شد ولی الانم نمیتونم حدس بزنم که حمله ی بعدیش کیه!!

یه دختره... جیز خاصی نمیفهمه ولی نباید اونقدرم دست کمش بگیرم!

راه افتادم و پشت بوته های حیاط نشستم..
سر و صدا توی عمارت کم شده بود..

یهو از توی حیاط صدا اومد.. از لای برگا چیزی مشخص نبود..

یهو یه نفر گفت: رئیس؟؟؟

چی!؟ این که صدای تهیونگهه!!!! اومده کمکم؟؟؟؟

خوبه... اینجوری زودتر کارشونو میسازم و برمیگردم پیش ا. ت!

قول میدم وقتی برگشتم محکم بغلش کنم... و بهش بگم که عاشقشم:)

بلند شدم.. کسی توی حیاط نبود! پس تهیونگ کجا رفته!؟

سایه ای حرکت کرد و رفت داخل زیرزمین عمارت...
تهیونگههه... اروم به سمت زیرزمین رفتم...

وارد زیر زمین شدم و گفتم: تهیونگ؟؟

_جونگکوک!!!

صدای تهیونگ..

برگشتم که یهو... حس کردم بدنم بی جون شد..
اون... تهیونگ نبود!
مرد قدبلند... با موهای مرتب... کت شلوار مرتب.. انگار اومده عروسی!

لبخند مشکوکی داشت... خندید و به هوش مصنوعی توی گوشیش اشاره کرد: تهیونگ؟ خوب گولت زدم!!

و دوباره سمتم شلیک کرد!

سرفه ای کردم... خون از دهنم بیرون ریخت..


ویو ا. ت

یه لحظه احساس کردم قلبم درد گرفت!!! یه دلهره ی عجیبی برم داشت... جونگکوک..؟ حالش خوبه دیگه.. مگه نه؟؟

بغضم ترکید: جونگکوکککک...

جیغ زدم و محکم مشتمو به قلاب زنجیر که تقریبا داشت درمیومد زدم که یهو... قلاب دراومد و من پخش زمین شدم..

سریع بلند شدم... ازاد شدممم...!

جونگکوککک... صبر کننن دارم میاااممممم


#جونگکوک
ویو جونگکوک

دستمو روی شکمم که تیرخورده بود گذاشتم... چیز نگران کننده ای نیست!

از پشت دیوار بیرون اومدم تا بهش شلیک کنم که یهو با سی نفر که با تفنگشون بهم نشونه گرفتن!!!

سریع دوباره پشت دیوار پناه گرفتم... صبر کن ببینم.... چرا همه چیز داره خراب میشه..؟؟؟

همه رغیبام اینجان! انگار همه، همچیزو از قبل آماده کرده بودن!!!

⊰⃟𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══════════ـ݂᪶݃ᩚ⊰⃟𖠇࿐ྀུ༅࿇༅
ادامه دارد...

#فیک
#فیک_جونگکوک
#فیک_بی_تی_اس
#فیک_عاشقانه
#رمان
#رمان_عاشقانه
#عاشقانه
دیدگاه ها (۶)

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part با لبخند به سمت ع...

:) خب... چیشد ک ب اینجا رسیدم... یهو به خودم اومدم... دیدم ه...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part ذره ای ازش هم نخو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط