{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من ز لمس نفست قصد زیارت دارم

من ز لمس نفست قصد زیارت دارم

من به بوسیدن لبهای تو عادت دارم

عطر موهای تو آرامش شب های من و

اندر آن قصه به صد شیوه حکایت دارم

چه کنی چون گل نوخاسته در دامن باغ

من به هر کس که تو را دیده حسادت دارم
دیدگاه ها (۲)

دوست دارم در شب دیدارِ ماه با تو بنشینم لبالب ، گاه گاهدوست ...

بوےِ غربت مےدهم وقتے ڪہ یارم نیستے اوجِ رخوت مےشوم وقتے ڪنار...

غمی دارد دلم شرحش فقط افسانه می خواهدبه پای خواندنش هم گریه ...

اﻣﺸﺐ ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﺑﯽ ﺍﻧﺘﻬﺎ ﮔﺮﻓﺖﺩﻧﯿﺎﯼ ﺭﻧﮓ ﺑﺎﺧﺘﻪ ﺩﺳﺖ ﻣﺮﺍ ﮔﺮﻓﺖﻣﯽ...

تماشا می‌کند هر دم، دلم در باغ رخسارشبه کام دل همی نوشد، میِ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

برادر ناتنی

🧁 پارت هجدهم | اعتراف زیر نور ستاره‌هابعد از پایان مراسم، بی...

p27

Eleven

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

P27(۳سال بعد)ا/ت مقابل آینه ایستاده بود،کت و شلوار زنانه سفی...

سناریو: ماه سرخ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط