پارت جدیددد
ŝŧŗãŋğë Ł♥Vƹ⁰
توی پاساژ چند تا لباس خریدن و برگشتن خونه دیدن ران هم برگشته.
ران : یو.
سیسیل : سلام
ریندو : هوم😒
ران : ریندو امشب جلسه داریم.
ریندو : امشب؟ حیف شد کار دارم.
ران : ایزانا تاکید کرد که تو حتما بیای
ریندو : راه دیگه ای نیس؟
ران : نچ
به علت گشادی...پرش به شب موقع اماده شدن ریندو. ران تازه داشت اماده میشد در حالی که ریندو اماده بود.
سیسیل : میشه منم بیام؟
ریندو : مگه تو خاطره بدی از خلافکارا نداری؟ اونجا پر خلافکاره...نمیخوام بترسی.
سیسیل : بنظرت من از تو و ران میترسم که از بقیه ش بترسم؟ اون ترس من بخاطر این بود که اونا قصد جونمو کرده بودن و ضعیف بودم ولی الان هم قوی هستم هم تو و ران رو دارم😊
ریندو : سگ توش...باشه برو زودی اماده شو
سیسیلیا : میخوام گربه بشم.
سیسیلیا گربه شد و بعد قرن ها ران هم آماده شد و ریندو و سیسیل با یه موتور و ران هم با موتور خودش راه افتادن سمت مکان جلسه.
ویو وقتی رسیدن.
سیسیلیا تو بغل ریندو بود و هرکس بهشون بد نگاه میکرد یا مسخره میکرد با نگاه جدی و خطری ران و ریندو حرفشو گوه میخورد ، چیزه یعنی خرفشو پس میگرفت به گوه خوردن میفتاد. ریندو و ران رفتن کنار بقیه ارشد ها و اونجا روی دو تا سکوی جدا نشستن. سیسیلیا که کرمش گرفته بود از تو بغل ریندو پایین اومد و ریندو حواسش پرت شد.
کاکوچو : ایزانا ، همه اومدن.
ایزانا : خوبه پس...میخوام اعلام کنم که یه عضو جدید داریم.
همه کنجکاو شدن. عضو جدید؟ کی میتونه باشه؟ یعنی انقدر فرد مهمی هست که داره به همه اعلام میشه؟
ایزانا : ولی این یه عضو بی نقص و خاصه...ران...اون.
ران وقتی ایزانا صداش زد گرفت چی میگه و بعد سمت ریندو رفت.
ران با صدای اروم : ریندو...سیسیل کو؟
سیسیلیا از پشت ریندو اومد بیرون
ریندو : چیکارش داری؟ الان میخوان یه عضو مهم رو اعلام کنن خفه بتمرگ.
ران : خب باید عضو جدید رو ببرم.
مو به تن سیسیلیا سیخ شد و ریندو درجا شوکه شد.
ریندو : چی؟
تا پارت بعد بایییییی
ولی من حس میکنم خیلی استقبال نداره ، ادامه اش بدم؟
توی پاساژ چند تا لباس خریدن و برگشتن خونه دیدن ران هم برگشته.
ران : یو.
سیسیل : سلام
ریندو : هوم😒
ران : ریندو امشب جلسه داریم.
ریندو : امشب؟ حیف شد کار دارم.
ران : ایزانا تاکید کرد که تو حتما بیای
ریندو : راه دیگه ای نیس؟
ران : نچ
به علت گشادی...پرش به شب موقع اماده شدن ریندو. ران تازه داشت اماده میشد در حالی که ریندو اماده بود.
سیسیل : میشه منم بیام؟
ریندو : مگه تو خاطره بدی از خلافکارا نداری؟ اونجا پر خلافکاره...نمیخوام بترسی.
سیسیل : بنظرت من از تو و ران میترسم که از بقیه ش بترسم؟ اون ترس من بخاطر این بود که اونا قصد جونمو کرده بودن و ضعیف بودم ولی الان هم قوی هستم هم تو و ران رو دارم😊
ریندو : سگ توش...باشه برو زودی اماده شو
سیسیلیا : میخوام گربه بشم.
سیسیلیا گربه شد و بعد قرن ها ران هم آماده شد و ریندو و سیسیل با یه موتور و ران هم با موتور خودش راه افتادن سمت مکان جلسه.
ویو وقتی رسیدن.
سیسیلیا تو بغل ریندو بود و هرکس بهشون بد نگاه میکرد یا مسخره میکرد با نگاه جدی و خطری ران و ریندو حرفشو گوه میخورد ، چیزه یعنی خرفشو پس میگرفت به گوه خوردن میفتاد. ریندو و ران رفتن کنار بقیه ارشد ها و اونجا روی دو تا سکوی جدا نشستن. سیسیلیا که کرمش گرفته بود از تو بغل ریندو پایین اومد و ریندو حواسش پرت شد.
کاکوچو : ایزانا ، همه اومدن.
ایزانا : خوبه پس...میخوام اعلام کنم که یه عضو جدید داریم.
همه کنجکاو شدن. عضو جدید؟ کی میتونه باشه؟ یعنی انقدر فرد مهمی هست که داره به همه اعلام میشه؟
ایزانا : ولی این یه عضو بی نقص و خاصه...ران...اون.
ران وقتی ایزانا صداش زد گرفت چی میگه و بعد سمت ریندو رفت.
ران با صدای اروم : ریندو...سیسیل کو؟
سیسیلیا از پشت ریندو اومد بیرون
ریندو : چیکارش داری؟ الان میخوان یه عضو مهم رو اعلام کنن خفه بتمرگ.
ران : خب باید عضو جدید رو ببرم.
مو به تن سیسیلیا سیخ شد و ریندو درجا شوکه شد.
ریندو : چی؟
تا پارت بعد بایییییی
ولی من حس میکنم خیلی استقبال نداره ، ادامه اش بدم؟
- ۱۶.۵k
- ۰۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط