{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکرد

گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکرد
هرچه کردم ـ هر چه ـ آه انگار آرامم نکرد

روستا از چشمِ من افتاد، دیگر مثلِ قبل
گرمی آغوش شالیزار آرامم نکرد

بی‌تو خشکیدند پاهایم کسی راهم نبرد
دردِ دل با سایه‌ی دیوار آرامم نکرد

خواستم دیگر فراموشت کنم اما نشد
خواستم اما نشد، این کار آرامم نکرد

سوختم آن‌گونه در تب، آه از مادر بپرس
دستمالِ تب‌بُر نم‌دار آرامم نکرد

ذوق شعرم را کجا بردی؟ که بعد از رفتنت
عشق و شعر و دفتر و خودکار آرامم نکرد
دیدگاه ها (۲)

مثنوی عشق نامه عشق چیست جز حسرت و آه و فغان ؟ عشق چیست جز خو...

تصاویرشباهنگ تصاویرشباهنگ تصاویرشباهنگ گورستان عشقتصاویرشباه...

باران غریبانه می بارد و تو نیستیُُ.چه هوای دلگیریست وقتی شه...

نمی دانم خورشید از کدام سو در آمد که دلم می خواهد به خانه تن...

#تجربه_من ۱۳۶۵#فرزندآوری #جنسیت_فرزند #حق_حیات #سقط_جنین سلا...

گرمی آغوش شالیزار آرامم نکرد گریه کردم گریه هم این بار آرامم...

گرمی آغوش شالیزار آرامم نکرد گریه کردم گریه هم این بار آرامم...

گرمی آغوش شالیزار آرامم نکرد گریه کردم گریه هم این بار آرامم...

گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکردهرچه کردم ـ هر چه ـ آه ا...

گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکردهرچه کردم ـ هر چه ـ آه ا...

گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکردهرچه کردم ـ هر چه ـ آه ا...

گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکردهر چه کردم - هر چه - آه ...

گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکردهرچه کردم ، هرچه آه ، ان...

گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکرد هر چه کردم - هر چه - آه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط