{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکرد

گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکرد
هر چه کردم - هر چه - آه انگار آرامم نکرد

روستا از چشم من افتاد، دیگر مثل قبل
گرمی آغوش شالیزار آرامم نکرد

بی تو خشکیدند پاهایم کسی راهم نبرد
درد دل با سایه‌ی دیوار آرامم نکرد

خواستم دیگر فراموشت کنم اما نشد
خواستم اما نشد، این کار آرامم نکرد

سوختم آن‌گونه در تب، آه از مادر بپرس
دستمال تب‌بر نم‌دار هم آرامم نکرد

ذوق شعرم را کجا بردی؟ که بعد از رفتنت
عشق و شعر و دفتر و خودکار آرامم نکرد!
دیدگاه ها (۲)

غریبی میکند قلبم، به چشم آشنای تو نمی آیدبه همراهم،به شهر ...

جار زنم ، جار زنمبار دگر جار زنمبر همه کس، در همه جاحتی به ی...

↯↯دلم یک عشق می خواهد درون پیله ای تنها برای زندگی با من شود...

ﻧﻪ ﺣﻮﺻﻠـــﻪ ﯼ ﺩﻭﺳـــﺖ ﺩﺍﺷﺘــﻦ ﺩﺍﺭﻡﻧﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫـــــــﻢ ﮐﺴـﯽ ﺩﻭ...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط