.

.
تو عشق بودی....
این را از بوی تنت فهمیدم!
شاید هم خیلی دیر
به تو رسیدم...
خیلی دیر...
اما مگر قانون این نبود
که هر آنچه دیر می آید
عاقبت روزی به خانه ی
ما هم خواهد رسید؟!
عادت کرده ایم به نداشتن ها
و شاید به اندوه
آری...تو عشق بودی،
این را از رفتنت فهمیدم
وگرنه این شهر
هرگز اینچنین
سرسنگین نبود...‌
‌
#جمال_ثریا

#عکس #زندگی #هنر #کپشن_خاص #نوشته_خاص #هنرمند#متن_خاص #
دیدگاه ها (۱)

وقتی مربی بدنسازی و برادر ناتینت بود🔑پارت ۳(last part)+کوک م...

#𝓟𝓪𝓻𝓽_4★وسوسه عشق ★از دید اکوتاگاوا ★با سر درد بدی از خواب ب...

#دوپارتیموضوع:(وقتی پری٫ودی و اون کتکت میزنه.)هیونجین/ا.تساع...

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

چند پارتی درخواستی پارت یک

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش سوم_"سه دور""چی؟""چهار دو...

True Love③③صبحوسایلم رو جمع کردم و از خونه زدم بیرون تهیونگ:...

ادامه پارت6:اون کسی که مرد ازش خواهش میکرد بهش رحم کنه هیونج...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 4 | چیزی که نمی‌توانست پنهانش کندصبح دوشنبه، دانش...

صبح روز بعد، خانه عجیب ساکت بود.ا.ت از اتاقش بیرون آمد و تهی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط