{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
تو عشق بودی....
این را از بوی تنت فهمیدم!
شاید هم خیلی دیر
به تو رسیدم...
خیلی دیر...
اما مگر قانون این نبود
که هر آنچه دیر می آید
عاقبت روزی به خانه ی
ما هم خواهد رسید؟!
عادت کرده ایم به نداشتن ها
و شاید به اندوه
آری...تو عشق بودی،
این را از رفتنت فهمیدم
وگرنه این شهر
هرگز اینچنین
سرسنگین نبود...‌
‌
#جمال_ثریا

#عکس #زندگی #هنر #کپشن_خاص #نوشته_خاص #هنرمند#متن_خاص #
دیدگاه ها (۱)

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟖مانیا هنوز چیزی نگفته بود.فقط به جیمین ...

میبخشی پارت ۳

`` قشنگ ترین اشتباه ``chapter : ²part : ⁴چند لحظه‌ای در آن ح...

وقتی مربی بدنسازی و برادر ناتینت بود🔑پارت ۳(last part)+کوک م...

رفتی و کوهی از غم بر روی شانه‌های ما گذاشتی ❤️‍🩹🖤.چهل روز اس...

پارت ۱۴ .... اعتراف

«قرار نبود عاشقت بشم» | تک‌پارتی جونکوک 🖤از همون روز اول با ...

★彡   Part 62 彡★ پیدا کردن تاکسی این موقع صبح کار سختی بود، ا...

#𝓟𝓪𝓻𝓽_4★وسوسه عشق ★از دید اکوتاگاوا ★با سر درد بدی از خواب ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط