پارت 153

*بعد از مدتی*
*رافائل بالاخره از اتاق بیرون میاد..*
هیمل: رافائل، اسکارلت چطوره؟
ونتی: بهمون بگو حالش خوبه
رافائل: حالش خوبه..الان تبش بهتر شده، ولی..فک کنم حالا می‌دونم چرا ضعیفه
*کارلوس و عزی که از دور میومدن متوجه حرفا شدن*
رافائل: وقتی داشتم بدنشو چک میکردم، متوجه شدم که مشکل اسکارلت، بیماری قلبیه
امی: چی؟
*ونتی به هیکل برای حفظ تعادلش میچسبه.. از شدت شوک و درد توی سینش حتی نفس کشیدن هم براش سخته*
هیمل: بیماریش چیه..؟ خیلی..بده؟
رافائل: بیماری عروق کرونر یا همون CAD که مخفف شده ی Coronary Artery Disease هست. این بیماری شامل تنگی یا گشادی شریان هاییه که به عضله قلب خون رسانی می‌کنه. این وضعیت باعث درد قفسه سینه میشه که در صورت فعالیت بدنی بدتر میشه و ضعف و خستگی ایجاد میشه. و اگه خیلی بهش فشار بیاد، می‌تونه باعث سکته قلبی بشه و در موارد خیلی بدتر، باعث مرگ هم می‌تونه بشه.
لئو: مرگ؟
لوسی: در این حد بده؟
چارلی: یعنی اگه اسکارلت خیلی فعالیت کنه و خسته شه...؟
وگی: باعث وضعیت الان میشه
عزی: راه درمانی براش هست؟
*همه برمیگردن سمت عزی و کارلوس بجز هیمل که نمیدونه چطور با احساساتش کنار بیاد.. اینکه زندگی دخترکش تو خطره بخاطر اونه، بخاطر هیمل*
رافائل: خب..آره ولی ممکنه سخت باشه..
ونتی: پس میشه درمان شه؟
رافائل: میتونم با دارو کنترلش کنم یا با روش های دیگه مثل جراحی درمانش کرد، که جراحی رو فعلا توصیه نمیکنم..مهم تر از همه نباید دوباره به خودش فشار بیاره
کارلوس: همش تقصیر منه..احتمالا موقع توپ بازی بهش فشار اومده و بخاطر من چیزی نگفته تا ناراحت نشم..
امی: کارلوس..
*امی آروم کارلوس رو بغل می‌کنه..*
امی: ببخشید که بی دلیل سرت داد زدم پسرم..
کارلوس: مامان..
*کارلوس هم امی رو محکم بغل می‌کنه*

*کمی بعد*
*اسکارلت بالاخره بیدار میشه و با کمی گشتن تو اتاق، خونوادشو کنار خودش میبینه*
اسکارلت: بابا..پاپا..
ونتی: چیزی نیست ماه کوچولوی من..چیزی نیست..
*ونتی آروم کنارش رو تخت میشینه و بغلش می‌کنه..و هیمل هم آروم کنار تخت زانو میزنه و موهاشو نوازش می‌کنه*
هیمل: تو حالت خوب میشه عزیزکم.. نگران نباش
*اسکارلت با دستای بی جون ونتی رو بغل می‌کنه و دست هیمل رو میگیره*
اسکارلت: کارلوس..کجاست..؟ اسکارلت کارلوس رو ترسوند..وقتی داد زد و اومد کنارم خیلی ترسیده بود.. دستاش می‌لرزید
*هیمل آروم لبخند میزنه و با کارلوس برمیگرده*
کارلوس: اسکارلت تو خوبی؟
اسکارلت: ببخشید که نتونستم درست شوت کنم
کارلوس: اسکارلت..
*کارلوس سریع اسکارلتو بغل می‌کنه..بقیه هم از لای در تماشا میکنن*
کارلوس: ببخشید اسکارلت تقصیر منه
اسکارلت: گریه نکن..کارلوس باید همیشه بخنده
*کارلوس آروم اشکاشو پاک می‌کنه و لبخند میزنه..ولی به خودش قول داد که از این به بعد..بیشتر مراقب اسکارلت باشه*
دیدگاه ها (۴۲)

پارت دوم رمان قبلی 💜پارت دوم شدو: وقتی رفتیم طبقه پایین ماما...

محقق‌ها میگن غذا خوردن کنار کسی که دوستش دارید، می‌تونه به ت...

داستان قلعه بینهایت شیون شیون داشته شیاطین رو می‌کشته که یهو...

سفید و سیاه🤍🖤# قسمت ۲۵: «شب دوتایی» 🤍🖤**صحنه ۱ - داخلی: آپار...

یک جوون کُرد حدود یک سال پیش، همسرش رو به‌خاطر بیـ. ـماری از...

سناریو بلولاک/قفل آبی

ارش پیر_arashpir

😭💀 سناریو بی‌تی‌اس وقتی از شدت ذوق و شیطنت، گرنمو جوری گاز م...

### سناریو BTS 💜وقتی بهشون میگی: «ددی، میشه بغلم کنی؟» (در ح...

فیک { خاکسترِ نعنا } 𝗉.𝟥𝟦 یقه ی پدرش رو گرفت و توی صورتش مح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط