سفید و سیاه🤍🖤
سفید و سیاه🤍🖤
# قسمت ۲۵: «شب دوتایی» 🤍🖤
**صحنه ۱ - داخلی: آپارتمان آکوتاگاوا - شب**
آتسوشی روی مبل نشسته، یه فنجون چای دستشه. آکوتاگاوا کنارش نشسته، نزدیکتر از همیشه.
**آتسوشی:** *(آروم)* ریونوسوکه... امشب خوشحالم که اینجام.
**آکوتاگاوا:** *(بدون نگاه کردن)* منم.
آتسوشی لبخندی میزنه و سرشو میذاره روی شونهی آکوتاگاوا. آکوتاگاوا یه لحظه خشک میشه، بعد آروم سرشو میذاره روی موهای آتسوشی.
---
**صحنه ۲ - داخلی: آپارتمان - ادامه**
فنجون چای آتسوشی خالی شده. چشماش داره گرم میشه.
آکوتاگاوا نگاهش میکنه - موهای سفیدش ریخته روی صورتش، نفسهاش آروم شده.
**آکوتاگاوا:** *(زمزمه)* آتسوشی... خوابت میاد؟
جوابی نمیاد. خوابش برده.
آکوتاگاوا آروم فنجونو از دستش میگیره و میذاره کنار. بعد نگاهش میمونه روی صورت آتسوشی - اون صورت آروم و بیدفاع که فقط پیش اون اینجوریه.
آروم خم میشه، موهای آتسوشی رو از گردنش کنار میزنه و لبشو میذاره روی گردنش - آروم، طولانی.
بعد لبخند کمرنگی میزنه و آتسوشی رو بیشتر به خودش تکیه میده.
**آکوتاگاوا:** *(زیر لب)* ...مال منی.
**پایان قسمت ۲۵** 🤍🖤
# قسمت ۲۵: «شب دوتایی» 🤍🖤
**صحنه ۱ - داخلی: آپارتمان آکوتاگاوا - شب**
آتسوشی روی مبل نشسته، یه فنجون چای دستشه. آکوتاگاوا کنارش نشسته، نزدیکتر از همیشه.
**آتسوشی:** *(آروم)* ریونوسوکه... امشب خوشحالم که اینجام.
**آکوتاگاوا:** *(بدون نگاه کردن)* منم.
آتسوشی لبخندی میزنه و سرشو میذاره روی شونهی آکوتاگاوا. آکوتاگاوا یه لحظه خشک میشه، بعد آروم سرشو میذاره روی موهای آتسوشی.
---
**صحنه ۲ - داخلی: آپارتمان - ادامه**
فنجون چای آتسوشی خالی شده. چشماش داره گرم میشه.
آکوتاگاوا نگاهش میکنه - موهای سفیدش ریخته روی صورتش، نفسهاش آروم شده.
**آکوتاگاوا:** *(زمزمه)* آتسوشی... خوابت میاد؟
جوابی نمیاد. خوابش برده.
آکوتاگاوا آروم فنجونو از دستش میگیره و میذاره کنار. بعد نگاهش میمونه روی صورت آتسوشی - اون صورت آروم و بیدفاع که فقط پیش اون اینجوریه.
آروم خم میشه، موهای آتسوشی رو از گردنش کنار میزنه و لبشو میذاره روی گردنش - آروم، طولانی.
بعد لبخند کمرنگی میزنه و آتسوشی رو بیشتر به خودش تکیه میده.
**آکوتاگاوا:** *(زیر لب)* ...مال منی.
**پایان قسمت ۲۵** 🤍🖤
- ۱۳۷
- ۱۵ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط