یک جوون کُرد حدود یک سال پیش، همسرش رو بهخاطر
یک جوون کُرد حدود یک سال پیش، همسرش رو بهخاطر
بیـ. ـماری از دست داده. 🖤
وقتی همسرش مریض بود، هر روز کنارش بود و ازش مراقبت میکرد و هیچوقت تنهاش نمیذاشت. بعد از فوتش هم دلتنگی و نبودنش باعث شده نزدیک به یک ساله، تقریباً هر شب بره قبـ. ـرستون و کنار مزار همسرش بخوابه.
صبح زود از قبرستون برمیگرده خونه و روزش رو شروع میکنه، ولی شب که میشه دوباره راهی مزار همسرش میشه…
میگه هنوز خیلی دلتنگشه و وقتی کنار مزارش میخوابه، یه کم آروم میشه.
پ.ن: من حالشو درک میکنم
کاش بخاطر رفتن سرخاک عزیزمون شماتت نمی شدیم چون اونجا کمی آرومیم.
بیـ. ـماری از دست داده. 🖤
وقتی همسرش مریض بود، هر روز کنارش بود و ازش مراقبت میکرد و هیچوقت تنهاش نمیذاشت. بعد از فوتش هم دلتنگی و نبودنش باعث شده نزدیک به یک ساله، تقریباً هر شب بره قبـ. ـرستون و کنار مزار همسرش بخوابه.
صبح زود از قبرستون برمیگرده خونه و روزش رو شروع میکنه، ولی شب که میشه دوباره راهی مزار همسرش میشه…
میگه هنوز خیلی دلتنگشه و وقتی کنار مزارش میخوابه، یه کم آروم میشه.
پ.ن: من حالشو درک میکنم
کاش بخاطر رفتن سرخاک عزیزمون شماتت نمی شدیم چون اونجا کمی آرومیم.
- ۲.۰k
- ۰۱ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط