{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک جوون کُرد حدود یک سال پیش، همسرش رو به‌خاطر

یک جوون کُرد حدود یک سال پیش، همسرش رو به‌خاطر
بیـ. ـماری از دست داده. 🖤
وقتی همسرش مریض بود، هر روز کنارش بود و ازش مراقبت می‌کرد و هیچ‌وقت تنهاش نمی‌ذاشت. بعد از فوتش هم دلتنگی و نبودنش باعث شده نزدیک به یک ساله، تقریباً هر شب بره قبـ. ـرستون و کنار مزار همسرش بخوابه.

صبح زود از قبرستون برمی‌گرده خونه و روزش رو شروع می‌کنه، ولی شب که می‌شه دوباره راهی مزار همسرش می‌شه…

می‌گه هنوز خیلی دلتنگشه و وقتی کنار مزارش می‌خوابه، یه کم آروم میشه.

پ.ن: من حالشو درک میکنم
کاش بخاطر رفتن سرخاک عزیزمون شماتت نمی شدیم چون اونجا کمی آرومیم.
دیدگاه ها (۳)

P : 27

🦢 پارت پنجم | چیزی که نباید حس می‌کردمهمانی هنوز ادامه داشت....

𝒫𝒶𝓇𝓉 15عقد با رئیس مافیا آن شب، تهیونگ ات را به اتاقش برد.ات...

dark life = 41دو هفته از اون روز کنار دریاچه گذشته بود و تهی...

پارت ۴۶ — چیزی که از او باقی مانده بودچند هفته گذشت.یورا سعی...

هنوزم وقتی می‌نویسم، دستم می‌لرزه. نمی‌دونم از سرماست یا از ...

✈️ چند روز بیشترپارت ۷ شب، کنار رودخونه نشسته بودن.هوا خنک ش...

دردسرهای بچه داری پارت ۱۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط