اون شرکت جئون بود ولی من نمیدونستم اون شرکت داره با فکری

اون شرکت جئون بود ولی من نمیدونستم اون شرکت داره با فکری که به سرم زد تصمیم گرفتم برای کار به اونجا برم ولی باید کلا همه چیمو تغییر بدم تا نشناسم
پس یه راست رفتم عمارت و سریع به آرایشگرم گفتم بیاد موهامو با ناخونم و رنگ پوست بدنم تغییر بده پیرسینگ زدم و تتو وقتی کارش تموم شد حتی خودمم خودمو نمیشناختم یه نیشخند زدم و راه افتادم سمت شرکت همه اونجا لباسای باز میپوشیدن و خودشونو به پسرا میچسبوندن یه پوزخند زدم پیش خودم گفتم لیاقتت این هرزه ها هستن
از اون دختری که بنظر منشی بود پرسیدم اتاق رئیستون کجاست اونم بهم نشون داد در زدم و رفتم تو (علامتی که با خودش حرف میزنه $)
وقتی رفتم تو از بوی عطر تلخش میشد فهمید شخصی پشتش به منه کیه وقتی برگشت سمتم دیدم دوتا دختر روی پاش نشستن دلم میخواست گریه کنم بزور بغضمو قورت دادم و اسممو بهش گفتم
+ سلام من کیم ا/ت هستم (خیلی سرد)
_(این دختر چقدر قیافش آشناست ولش کن شاید یکی از هرزه های بار بوده ) برای استخدام اومدی (سرد )
+بله( بچه ها حرف های جونگکوک و ا/ت همش سرده )
_برو به منشی بگو تورو ببره قوانین و کارتو بگه
+چشم
وقتی درو بستم یه راست رفتم تو دستشویی و تا میتونستم گریه کردم آره منه خر هنوزم دوسش داشتم ولی اون چی اون اون هه اصلا مهم نیست اشکامو پاک کردم دوباره ارایش کردم و رفتم داخل اون منشی نچسبم قوانین گفت و کارمم منشی شخصی جئون بود منشی گفت فردا یه مهمونی توی جنگله توهم باید اونجا باشی چون دستیاری منم به ناچار قبول کردم
پرش به فردا (خودتون میدونین ا/ت چه کاری میکنه لازم نیست بگم) شب شده بود لباس به نسبت بازمو پوشیدم و رفتم داخل ماشین آقای جئون چون باید با اون برم وقتی منو دید گفت
_تو حتی خودتم بکشی خوشگل نمیشی
+یکدفعه یاد حرف های روز تولدم افتادم دقیقا اینو بهم گفت حرفش برام خیلی سنگین بود برای همین گفتم من برای شما خوشگل نکردم و من از شما نظر نخواستم
ویو جونگکوک
من یه خوناشام هستم میتونم بوی خون عشقمو حس کنم متوجه شدم خودشه برای اینکه یکم اذیتش کنم گفتم تو خودتم بکشی خوشگل نمیشی با اینکه زیباترین دختر شده بود اما با حرفی که زد به خودم لعنت فرستادم من دوباره قلبشو شکستم
ویو تولد
جونگکوک فکر میکر حسی که به‌ ا/ت داره هوسه و فکر می‌کرد دوستشو دوست داره ولی بعد از چند ماه فهمیدم اون یه هرزه بود و حسم به ا/ت عشق بود اون موقع بود که کلشو کندم و به این روز افتادم در به در دنبالش گشتم ولی ا/تم دیگه نبود شبا موقع رابطه با اون هرزه ها فقط قیافه ا/تم رو تصور میکردم
ولی الان که پیشمه انگار منو نمیشناسه ولی من کاری میکنم دوباره عاشقم بشه
رسیدیم به جنگل ا/ت بدون توجه به من از ماشین پیاده شد و رفت
برای اینکه حرصشو در بیارم با دخترا میرقصیدم لباشونو میبوسیدم
راوی : جونگکوک فکر می‌کرد داره کاری میکنه ا/ت حسادت کنه ولی غافل از اینکه اون داره ا/ت از خودش دور تر سرد تر میکنه
+داشتم با بغض بهشون نگاه میکردم که یه پسر جذابی دستشو سمتم دراز کرد خیلی جذاب بود بهم پیشنهاد رقص داد منم برای اینکه از فکر جونگکوک در بیام قبول کردم
_ داشتم با اون چندش‌آورا میرقصیدم که ا/ت دیدم داره با یه پسر دیگه میرقصع خونم به جوش اومد سریع رفتم سمتش و دستشو گرفتم بردم تو یکی از اتاقا ......
دیدگاه ها (۶)

معرفی اولین فیکمون

سرنوشت پارت (۱۲)

(دلداده) ✩ویو ا/توقتی برگشتیم پیش پسرا، دیدم یه دختر کنار جو...

چند پارتـیــــــــــــــــ🖤ـــــــــــــوقتی باهات بد حرف می...

(دلداده )ا/ت: سلاممممم جین:سلام جوجه رنگیا جیمین: به به سلام...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

مافیای من

Forbidden love⑦فرداساعت ۶ بعدازظهر بود.... ا/ت: رینا باز امر...

bts

‏🦙 [۱۷:۳۱ تا ۱۷:۳۷ به وقت کره]رفتم یه هوایی عوض کنم.به جزیره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط