{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

bts

⁴²
داشتم به راحم ادامه میدادم‌که یه. سگی. اومد پیشم و. سرو صدا میکرد منم نشستمو نازش کردم. که دور و اطرافمو دیدم دیگم یه اقایی با دستاش. سرشو گرفته فک کردم برای اینکه که از دست سگش اعصبیه. بردم پیشش و. صداش. زدم
+شی......... شی ....... ببخشید
اروم دستمو گذاشتم روی شونش و وقتی متوجه ی حضور من شد تعحب کرد
-ا..........ا.........ت؟
+او نه من یونا هستم
- تو ات منی
+ ببخشید. ولی اشتباه گرفتید
-نه تو اتی تو اته منه ببین حتی بم. هم تورو شناخت
& امم دخترم چیزی شد؟
+پدر جان
- چی. پدر ؟ [ اروم ]
& ببخ_ اقای جئون
+اقای. جئون شما همو میشناسید؟
& دخترم. برو داخل ماشین باید حرف بزنم
+اهان چشم پدر جان
بدو بدو رفتم که سگه هم اومد دنبالم. نازش. کردم و باهاش حرف زدم
+ببینم اسمت. بم هست درسته . ؟
دیدگاه ها (۰)

bts

bts8

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part حلقه رو از توی جی...

چند پارتی

(عشق ممنوعه) *part ¹⁸*~~~~...

آتیشی که از بارون شروع شد part 41ا. ت: جونگکوک؟جونگکوک: چی؟ا...

آتیشی که از بارون شروع شدpart 46ا. ت: الان؟جونگکوک: بله.ا. ت...

love in the dark⑨⓪چند روز بعدهارین: ا/ت عزیزم استراحت برو خو...

نام رمان : قلب در تاریکی .

True Love②①فردا (شب) تازه رسیدم خونه رمز در رو زدم و رفتم دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط