‌‌یلدای این خانه تویی

‌‌یلدای این خانه تویی
زمانی که مرا می بوسی ،در آغوشم می گیری و از بعد زمان و مکان دورم می کنی دقیقه های زندگی در هوای دستانت می ماند .. انار سرخ میان خنده هایم می روید و سرود زیستن از چهار گوشه ی خانه بلند می شود..
یلدای این خانه تویی، من شعر حافظ تو
میان سفره ی رنگین عشق،مرا بخوان بگذار زمستان از لب های تو شروع شود و من چون برفی درشت بر شاخه ی درخت ، لابه لای کلام تو آرام بگیرم...
‌
‌زهرا_مصلح ‌‌
دیدگاه ها (۲۹)

می‌خواستم بلد باشم تو را بخندانم،و بلد باشم وقتی غصه داری قا...

عاشقانه های شبنم

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

نقاش غزل تا ب چشمان تو پرداخت دیوان شد.ملکه خوب ها

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ⁶ویو جونکوک______جنگل تا...

➖تشرّف حسن بن وَجناء خدمت حضرت وليعصر در غیبت صغری📜مرحوم صدو...

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

خط‌های خاکستری روی نیمکتشخصیت‌ها:جونگ‌کوک (۱۷ ساله): دونده‌ی...

#تک‌پارتی تک‌پارتی‌جیهوپوقتی‌مافیا‌بودو... باران به شدت به ش...

پارت سوم._*بیگناهان*_

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط