بابا گفت: فقط یک گناه وجود دارد والسلام.

بابا گفت: فقط یک گناه وجود دارد والسلام.
آن هم دزدی ست.
هر گناه دیگری هم نوعی دزدی است.

اگر مردی را بکشی، یک زندگی را می دزدی.
حق زنش را از داشتن شوهر می دزدی،
حق بچه هایش را از داشتن پدر می دزدی.

وقتی دروغ می گویی، حق کسی را از دانستن حقیقت می دزدی.

وقتی تقلب می کنی، حق را از انصاف می دزدی. می فهمی؟

بادبادک باز
خالد حسینی
دیدگاه ها (۱۲)

برادر ناتنی

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 15مینهو پشت میز نشسته بود و به مدار...

🎭 آخرین نقشپارت دهملیانا از استودیو بیرون آمد و با عصبانیت د...

دو پارتی عشق مافیا¹جونکوک، ۲۹ ساله؛ مردی که برای بیشتر آد...

رمان انتقام ازدواج کامل

پارت ۵۲ — سال‌هایی که نگذشتندچندین سال از آن روز گذشته بود.ه...

پارت پنجم:حقیقتی که میکُشد. این بار جونگکوک بدون حرف دنبالش...

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت پانزدهم(از زبان راوی)این سه ماه...

🍷 شراب قرمزقسمت نهم: پیامرینا چند بار پیام روی گوشی جونگکوک ...

.....پارت هفدهم.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط