{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیشب دوباره دیدمت اما خیال بود

دیشب دوباره دیدمت اما خیال بود
تو در کنار من بشینی؟...... محال بود
هر چه نگاه عاشق من بی نصیب بود
چشمان مهربان تو پاک و زلال بود
پاییز بود و کوچه ای و تک مسافری
با تو چقدر کوچه ی ما بی مثال بود
نشنید لحن عاشق من را نگاه تو
پرواز چشم های تو محتاج بال بود
سیب درخت بی ثمر آرزوی من
یک عمر مانده بود ولی کال کال بود
گفتم کمی بمان به خدا دوست دارمت
گفتی مجال نیست ولیکن مجال بود
یک عمر هر چه سهم تو از من نگاه بود
سهم من از عبور تو رنج و ملال بود
چیزی شبیه جام بلور دلی غریب
حالا شکست وای صدای وصال بود
شب رفت و ماه گم شد و خوابم حرام شد
اما نه با خیال تو بودم حلال بود
دیدگاه ها (۱)

شانه ‌ات را دیر آوردی، سَرم را باد برد، خشت خشت و آجر آجر پی...

oooooooo

شانه به شانه کنارم نفس به نفس و قدم به قدم همراهم ای زیبای ...

دوست دارم بنویسم با آب روی بی تابترین برگ درخت من از این قاع...

دیشب دوباره دیدمت اما خیال بودتو در کنار من بشینی؟..... محال...

دیشب دوباره دیدمت اما خیال بودتو در کنار من بشینی؟ محال بوده...

تو در کنار من بشینی محال بودهر چه نگاه عاشق من بی نصیب بودچش...

دیشب دوباره دیدمت اما خیال بودتو در کنار من بشینی محال بودهر...

با تو چقدر کوچه ی ما بی مثال بود/ نشنید لحن عاشق من را نگاه ...

سیب درخت بی ثمر آرزوی منیک عمر مانده بود ولی کال کال بودگفتم...

خوشم به وعده ی وصلت،به این وصال ِمحالرسیدنم به تو گرچه هزار ...

...اینجا برای خواندن غزل از عشق مجال نیستتو‌ نیستی و‌عاشقانه...

مولا! سلام، جز غم دوری ملال نیست دارم هزار سینه سخن ... کو؟ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط