{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چنان تنهایی وحشتناکی احساس می کردم که خیال خودکشی به سرم

چنان تنهایی وحشتناکی احساس می کردم که خیال خودکشی به سرم زد، تنها چیزی که جلویم را گرفت این بود که من در مرگ تنهاتر از زندگی خواهم بود…
.
.
.
از همه اندوهگین تر کسی است که از همه بیشتر می خندد…
.
.
.
ژان پل سارتر
دیدگاه ها (۲)

پارت ۱۰صبح، جونگکوک یک کیف جلوی من گذاشت._لباس بردار.متعجب ن...

در طول جنگ دستمالی داشتم که همیشه همراهم بود. این دستمال را ...

قایقی خواهم ساخت ..

فقط ۱۶ سالمه… ولی بعضی روزها احساس می‌کنم از صد تا پیرمرد خس...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.34(روایت از زبان جونگ‌ک...

برای عشقم برای پرنسس قلبم برای دختر کوچولو مو بنفش مشکیم اله...

✈️ چند روز بیشترپارت ۱۹بعد از کافه، بدون برنامه مشخصی توی خی...

فرهنگ اینستاگرامی که در جامعه ما شکل گرفته است کم کم در حال ...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۳۴ پارتغروب شده بود ...

من فقط ۱۶ سالمه، ولی از صد تا پیرمرد خسته‌تر و بی‌حال‌ترم… 😣...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط