Roya:

Roya:
من ندیدم...

دو صنوبر را با هم دشمن
من ندیدم بیدی سایه اش را
بفروشد به زمین
رایگان می بخشد
نارون شاخه ی خود را
به کلاغ
هر کجا برگی هست
شور من می شکفد

مثل یک گلدان می دهم
گوش به موسیقی روییدن
دیدگاه ها (۱)

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

سایه‌های کلاغپارت چهلم | وقتی کلاغ‌ها پرواز کردندباد سرد از ...

پارت سوم: «شلیک در تاریکی»سکوت سنگین پنت‌هاوس تنها با صدای آ...

#رمان#تهیونگ#جادویی🖤 گردنبند آرزوهاپارت دوم | قلعه‌ی تاریکا....

پارت: 30 (بخش1) **زاویه دید: زین**آفتابِ اواخرِ بعدازظهر با ...

Crimson Vow🍷❤️‍🔥/قسم خونین   پارت اخر/PART: Four صدای جیغِ م...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p86هوا کاملاً تاریک شده بود.ابرهای خاکست...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

🖤 OBSESSION | وسواس پارت دهم: عروسِ دشمنساعت هفت‌ونیم شب.الا...

جهانی میان بیداری و خواب Part:3

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط