{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part ³²

part ³²

جیمین و ا.ت به سمت اتاق رفتم و وارد شدن
ا.ت روی تخت خودش نشست و دست هاش رو سرش گذاشت

جیمین : خوبی؟ چیزی شده؟

ا.ت : بیا بشین (به بغل خودش اشاره کرد)

جیمین نشست ا.ت دستش رو سمت میز چوبی بلوط که بغل تختش بود دراز کرد و گوشیش رو ور داشت
وارد گالری اش شد و فیلمی چند وقت پیش قایمکی از یونا گرفته بود رو اورد و جلوی جیمین گرفت

جیمین : این چیه؟

ا.ت : بازش کن خودت میفهمی

جیمین فیلم رو باز کرد

(چنده دقیقه بعد)

جیمین : کی اینو گرفتی

ا.ت : چند وقت پیش......همون روزی که سر میز صبحانه جلوی همه اونو بوسیدی

جیمین : هعییییییییییی

جیمین : خب پاشو دیگه ناراحت نباشم دوروز دیگه عروسیمون هست گذشته ها گذشته ولش

ا.ت : نمیتونم عذاب وجدان دارم

جیمین : چرا

ا.ت : چون یوری و بچش حتی نامزد یوری یا بهتره بگم پدره اون بچه ی بی گناه قربانی آقای هوانگ شدن (بغض)
ا.ت سرش رو آورد پایین و خیلی آروم اشک ریخت

جیمین وقتی اون طوری دیدمش که بغض کرده ناراحته و سرش رو آورد پایین اروم گریه میکنه قلبم یک جوری شد
دیگه نتونستم تحمل کنم و رفتم نزدیکش و بغلش کردم

ویو ا.ت

همینطوری داشتم آروم گریه میکرد که دیدم توی آغوش گرم جیمینم
منم دیگه نتونستم تحمل کنم سرم رو گذاشتم روی قفسه سینه جیمین و گریه کردم

ویو جیمین

بعد چند دقیقه دیدم تکون نمیخوره و صدایی نمیاد پس فهمیدم خوابش برده
آروم گذاشتمش روی تخت و پتو رو روش کشیدم
کنارش نشستم
فهمیدم دختر خیلی دلم نازک و احساساتی هست که برای یونایی که درواقع دشمن اش حساب میشد اینطوری گریه میکنه
همینطوری داشتم فکر میکردم که به خودم اومد و بلند شدم که برم پایین به سمت در حرکت کردم ولی قبل از اینکه برم دوباره رفتم سمت ا.ت و لپ اش رو یه بوسه گذاشتم و سمت در حرکت کردم و رفتم پایین



سلام خوشگلام
اینم از پارت ۳۲ امیدوارم خوشتون بیاد
حمایت کنید روح نباشید لطفا
و حمایت ها به شدت کم شده اگر کمتر از این بشه دیگه ادامه نمیدم
تا پارت بعدی فعلا


#فیک
#سناریو
#کیم‌نامجون #کیم‌سوکجین #مین‌یونگی #جانگ‌هوسوک #پارک‌جیمین #کیم‌تهیونگ #جئون‌جونگ‌کوک‌ #بی‌تی‌اس
#لیسا #رزی #جنی #جیسو #بلک‌پینک
#بنگچان #لینو #چانگبین #هیونجین #فیلیکس #هان #سونگمین #جونگین #استری‌کیدز
#سوبین #یونجون #تهیون #بومگیو #هیونینگ‌کای #تی‌اکس‌تی
#یجی #لیا #ریوجین #چریونگ #یونا #ایتزی
#نایون #جونگیون #مومو #سانا #جیهیو #مینا #داهیون #چیونگ #جویی #توایس
#چیکیتا #آهیون #رورا #هارام #آسا #پریتا #روکا #بیبی‌مانستر

■□■□■□■□■□■□■□■□■□■□■□
دیدگاه ها (۲۸)

part ³³ (پرش ز...

♡سلام خوشگلام🎀 خوبین؟من بعد از تقریبا یک هفته اومدم و آزمون ...

part ³¹ ویو جیمی...

part ³⁰ ویو راوی...

(دلداده) رسیدم به خونه یونا از ماشین پیاده شدم و رفتم در زدم...

(دلداده) م.ت: باشه تو بچه نیستی (خنده) جین:(خنده)ا/ت: چرا می...

(دلداده)ا/ت:آره شروع کردم به ناز کردن سرش تقریبا یه ۱۰ مین د...

《برادره ناتنیم》(پارت ۷)ویو ا/تاون مین جو بود کهمین جو: اووو ...

نام:قرارداد نفرتpart:⁴²هانا گفت:«چون مهمونیه دیگه.»ا/ت سرش ر...

《برادره ناتنیم》(پارت ۵)ویو ا/تمن همون جا خشکم زده بود که افت...

ادامه سناریو

(دلداده)زنگ زدم جونگکوک به به ثانیه نکشید که جواب داد جونگکو...

نام: قرارداد نفرتPart:68جونگکوک کتش رو روی شونه‌های ا/ت اندا...

(دلداده) ویو جونگکوک ساعت ۱ بود پس پاشدم رفتم حموم و لباسام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط