{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دو پارتی از یونا و یه ریم

دو پارتی از یونا و یه ریم
یونا ویو : بلاخره از اون دبیرستان کوفتی اومدم به دبیرستان جدیدم خوشحالم که سال آخرم رو هم مجبور نشدم قلدری هاشونو تحمل کنم امیدوارم اینجا قلدری نکنن برام فقط دلم میخواد زودتر تموم شه امسالم
یه ریم ویو : داشتم با لونا حرف میزدم که یه چیزی محکم بهم برخورد کرد اعصابمو بهم ریخت پنکک عزیزم هم شکست
یونا ویو : داشتم همینطوری تو مدرسه دنبال کلاسم می‌گشتم که به یکی برخورد کردم
،یه نگاه به زمین میندازه پنکک رو میبینه،
یونا: ببخشید خیلی متاسفم حتما یدونه برات میخرم
یه ریم: متاسف بودن تو به چه دردم میخوره حتی اگه برام بخری هم نمیتونی جبران کنی چون بعد کلاسم عکسبرداری دارم و به پنکک ام نیاز داشتم
یونا : عکسبرداری ؟
لونا: ایشون یه ریم ملکه مدرسه ما هستش منم لونا دوستشم تو دانش آموز جدیدی ؟
،یه ریم چش غره می‌ره،
یونا تو ذهنش،. اگه ملکه مدرسه اس صدرصد از اون قلدراشه که با اکیپش بقیه رو خفت می‌کنه
،از تو کیفش یه پنکک در میاره می‌زاره تو دست یه ریم فرار میکنه،
یه ریم : وا دختره خل وضع بود چرا فرار کرد ؟
لونا: حتما ازت ترسیده خب تو خیلی بد باهاش رفتار کردی
یه ریم : دفعه بعدی دیدمش ازش تشکر میکنم بابت پنکک
یونا ویو : بلاخره رسیدم به کلاس و رفتم یه میز خالی نشستم
که دیدم اون دختره یه ریم اومد کنارم نشست از ترس زبونم بند اومده بود
یه ریم : نشستم سر میزم که اون دختره رو دیدم
یه ریم : هی چرا انقدر ترسیدی مگه قاتل دیدی ؟
یونا : خب چیزه چیزه ت و
یه ریم : بابت اون کمکت ممنونم حتما بعد کلاس باهام بیا عکسبرداری مو ببین
یونا : اهم خواهش میکنم قابلی داشت
یه ریم : داشت ؟ ببین انقدر نترس من قرار نیست بخورمت
یونا ویو :: کلاس بلاخره تموم شد یه ریم دستمو گرفت با خودش برد عکسبرداریش
انگار واقعا کویین مدرسه بود همه جای مدرسه پر بود از عکساش چرا قبلا اینارو ندیده بودم ؟
یه ریم : بلاخره عکسبرداری تموم شد دیدم اون دختره داره میاد پیشم
یونا : میگم یه ریم اونی چجوری کویین مدرسه شدی ؟
یه ریم : سال اول مدرسه تو مسابقه ملکه فصل شرکت کردم برنده شدم و از اون موقع ملکه ام چطور مگه ؟
یونا: هیچی فقط کنجکاو بودم
یه ریم : توام خوشگلی بنظرم اگه شرکت کنی میتونی ملکه بهار بشی
یونا : مگه تو تنها ملکه مدرسه نیستی ؟
یه ریم : نه ۴ تا ملکه داره مدرسه امون من یکیشونم
یونا : میتونم منم شرکت کنم ؟
یه ریم : معلومه این ماه اتفاقا مسابقه اس اگه خواستی شرکت کنی بهم بگو کمکت کنم
یونا : تو ملکه کدوم فصلی ؟
یه ریم : ملکه پاییز ام
یونا : ممنونم اونی
........ منتظر پارت بعدی باشید .
خب حقیقتش من نفهمیدم آخرش پنکیک یا پن کیک اینا صد بارم ویرایش کردم آخرش نفهمیدم دیگه خودتون اونو نادیده بگیرید ممنونم
دیدگاه ها (۱۴)

Part7ا.ت رو مایا می نویسمویو مایاجیمین منو از خواب بلند کرد ...

بریم برای پارت گذاری ؟لتس گوویو «ا/ت»که همون پسره یعنی استاد...

بادشکن p۱ویو میزوکی: داشتم برای خودم میرفتم که دیدم یه گوشه ...

Iove and the moonPart40به خونه رسیدم یونا: من اینجور فکر میک...

《نوری در دنیای مرده ها》ویو یوناامروز باید برم مدرسه وایییی ا...

رمان :«پسر عموی جذابم»part:4ویو «سلین»که مدیر گفت :-بفرمایید...

Iove and the moonPart20تقریبا داشیم آماده رفتن میشدیمکوک: مط...

𝓹𝓪𝓻𝓽۵۸پیامک اومد دیدم ریچارده زدم روش عرر برنده شدم از خوشحا...

پارت 2 رمان✨ عشق مدرسه ای✨که یهو زنگ تفریح خورد که داشتم میر...

Do I love him, or do I hate him?P²⁶**ویو کوک**توی کلاس نشسته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط