دو پارتی درخواستی اسمات
دو پارتی درخواستی اسمات
*لطفا اگر خوشتون نمیاد و جنبه ندارین نخونین و گزارش هم نکنین اولین تک پارتی پیجمه
وقتی پریودیت تموم میشه و اون دلش اهم اهم میخواست اما بهش دروغ گفتی و وقتی خودش فهمید...
ویو ات::
امروز تاریخ و چک کردم
۳۰ سپتامبر، امروز پریودیم تموم میشه، توی این یک هفته جونگکوک خیلی دلش یه اهم اهم طولانی میخواست اما چون پریود بودم نمیشد، از اون طرف هم خودم نمیخواستم، از وقتی که پریود شدم جونگکوک هرروز تاریخ و چک میکنه که ببینه یک هفته شد یا نه، غرق افکارم بودم که با صدای در از افکارم بیرون اومدم..جونگکوک بود
علامت ها ات: جونگکوک: -
- سلام بیبی
س.سلام ع.عشقم
-عشقم چرا لکنت گرفتی؟
(نمیدونستم چی بگم) عه..وقتی نبودی یه فیلم ترسناک دیدم واسه همین از ترس لکنت گرفتم...اره...اره همینه
-عا اوکی
- میگم
جانم
- پریودیت تموم نشد؟ امروز ۳۰ سپتامبر ئه
خیلی دلم میخواد صدای ناله هاتو بشنوم*آخرش با شیطنت
چ.چی ن.نه تموم نشده
- واااااا مگه امروز ۳۰ اُم نیست؟
تو مگه ۲۳ اُم نشدی؟؟
من هرروز دارم تاریخ و چک میکنم
نمیدونم چرا ولی هنوز تموم نشد...شاید فردا پس فردا تموم شه
*همه ی حرف های ات با لکنته دیگه نمیگم
- بیبی مطمئنی؟ میخوای بری چک کنی؟
اره بابا همین الان چک کردم..که بعدش تو اومدی خونه
- اوکی....من برم یه دستشویی توهم میز و بچین که مردم از گشنگی
چشم شوشویی
- شوشویی؟
ام چیزه.....ددی
- آفرین
* هنوز ویو ات هاااااا
وقتی جونگکوک رفت دستشویی یه نفس راحت کشیدم...نزدیک بوداااا اگه میفهمید امشب پارههه بودممم
رفتم سمت آشپز خونه
وقتی داشتم میز و میچیدم صدای پا شنیدم...طبیعتا جونگکوک بود
ویو جونگکوک::
وقتی رفتم سرویس یه لحظه نگاهم رفت سمت سطل آشغال...وقتی دیدمش هیچ ن،و،ا،ر خ،و،ن،ی توش نبود....فقط یدونه تمیز بود..که این نشون میداد ات پریودیش تموم شده و به من دروغ گفته
امشب چنان شبی براش بسازم که خون گریه کنه
ویو ات::
جونگکوک اومد آشپز خونه و من پشتم بهش داشتم دسر هارو روی بشقاب میزاشتم، انتظار داشتم بشینه رو صندلی اما دیدم دستی دور کمرم حلقه شد و نفس های داغش به گردنم میخورد
- مگه نگفتی پریودیت تموم نشد؟*حرصی،بم
خ خوب تموم ن نشد د دیگه*لکنت و ترس
- بیبی پس اون نوار سفید و تمیز چی میگه اونجا ها؟
وای ریدی ات ریدی یادم رفت پلاستیک سطل آشغال و عوض کنم*تو ذهنش
چ چیزه
نزاشت ادامه حرفش و بزنه و بلندش کرد و گزاشتش رو دوشش و رفت سمت اتاق...
پارت بعدی اسمات
جنبه نداری نخون
*لطفا اگر خوشتون نمیاد و جنبه ندارین نخونین و گزارش هم نکنین اولین تک پارتی پیجمه
وقتی پریودیت تموم میشه و اون دلش اهم اهم میخواست اما بهش دروغ گفتی و وقتی خودش فهمید...
ویو ات::
امروز تاریخ و چک کردم
۳۰ سپتامبر، امروز پریودیم تموم میشه، توی این یک هفته جونگکوک خیلی دلش یه اهم اهم طولانی میخواست اما چون پریود بودم نمیشد، از اون طرف هم خودم نمیخواستم، از وقتی که پریود شدم جونگکوک هرروز تاریخ و چک میکنه که ببینه یک هفته شد یا نه، غرق افکارم بودم که با صدای در از افکارم بیرون اومدم..جونگکوک بود
علامت ها ات: جونگکوک: -
- سلام بیبی
س.سلام ع.عشقم
-عشقم چرا لکنت گرفتی؟
(نمیدونستم چی بگم) عه..وقتی نبودی یه فیلم ترسناک دیدم واسه همین از ترس لکنت گرفتم...اره...اره همینه
-عا اوکی
- میگم
جانم
- پریودیت تموم نشد؟ امروز ۳۰ سپتامبر ئه
خیلی دلم میخواد صدای ناله هاتو بشنوم*آخرش با شیطنت
چ.چی ن.نه تموم نشده
- واااااا مگه امروز ۳۰ اُم نیست؟
تو مگه ۲۳ اُم نشدی؟؟
من هرروز دارم تاریخ و چک میکنم
نمیدونم چرا ولی هنوز تموم نشد...شاید فردا پس فردا تموم شه
*همه ی حرف های ات با لکنته دیگه نمیگم
- بیبی مطمئنی؟ میخوای بری چک کنی؟
اره بابا همین الان چک کردم..که بعدش تو اومدی خونه
- اوکی....من برم یه دستشویی توهم میز و بچین که مردم از گشنگی
چشم شوشویی
- شوشویی؟
ام چیزه.....ددی
- آفرین
* هنوز ویو ات هاااااا
وقتی جونگکوک رفت دستشویی یه نفس راحت کشیدم...نزدیک بوداااا اگه میفهمید امشب پارههه بودممم
رفتم سمت آشپز خونه
وقتی داشتم میز و میچیدم صدای پا شنیدم...طبیعتا جونگکوک بود
ویو جونگکوک::
وقتی رفتم سرویس یه لحظه نگاهم رفت سمت سطل آشغال...وقتی دیدمش هیچ ن،و،ا،ر خ،و،ن،ی توش نبود....فقط یدونه تمیز بود..که این نشون میداد ات پریودیش تموم شده و به من دروغ گفته
امشب چنان شبی براش بسازم که خون گریه کنه
ویو ات::
جونگکوک اومد آشپز خونه و من پشتم بهش داشتم دسر هارو روی بشقاب میزاشتم، انتظار داشتم بشینه رو صندلی اما دیدم دستی دور کمرم حلقه شد و نفس های داغش به گردنم میخورد
- مگه نگفتی پریودیت تموم نشد؟*حرصی،بم
خ خوب تموم ن نشد د دیگه*لکنت و ترس
- بیبی پس اون نوار سفید و تمیز چی میگه اونجا ها؟
وای ریدی ات ریدی یادم رفت پلاستیک سطل آشغال و عوض کنم*تو ذهنش
چ چیزه
نزاشت ادامه حرفش و بزنه و بلندش کرد و گزاشتش رو دوشش و رفت سمت اتاق...
پارت بعدی اسمات
جنبه نداری نخون
- ۱.۶k
- ۰۸ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط