مرد پشت نقاب...
پارت 6
ساندویچ رو ازش گرفتم و گفتم
-ممنون
بالاخره اینم تموم شد و داشتیم میرفتیم خونه فردا هم امتحان داشتیم.
تو راه کوک پرسید
لیانا تو تک فرزندی؟
-اوهوم. یعنی...نمیدونم ولی خب آره
یعنی چی نمیدونی
-من سر راهیم
کوک یه خنده تو گلویی کرد
-خنده داره؟
سعی داشت بزور خندشو کنترل کنه
شوخی میکنی دیگه اره
-نهه جدی میگم. تو چی خواهر یا برادر داری؟
یه خواهر دارم هشت سال ازم کوچیک تره
-اوووو پسسس شیش سالشه
اوهوم.
-راستی کوک تو تا الان نگفتی شغل پدرت چیه؟
عااممم نکنه نخوام بگما ولی خودش دوس نداره افراد زیادی شغلشو بدونن
-اهاا اوکی. خب پس من رفتم خداحافظ
خداحافظ
5 سال بعد...
ویو لیانا
موهامو کشید و منم فقط تقلا میکردم که ولم کنه.
هیچ کس تو راه روی مدرسه نبود.
موهام تو دستش بود و میکشیدش و منو میبرد به یه جایی که نمیدونستم کجا بود.
-هییی بهت گفتم ولم کنننن
جوابی نداد و منو کشید.
بعد فهمیدم داره منو میبره سمت سالن ورزش
-هیییی دردم میاد سگگگ ولم کنننن
بدون هیچ صدایی منو برد اونجا درو باز کرد و هلم داد داخل. بعد با کلافگی گفت
K یااا جونگ کوکککک من دیگه خسته شدممم این خیلی تو مخمههه
اروم باش کاترین. پاشو خودتو جمع کن لیان
پاشدم و با حرص به کوک نگا کردم که ریلکس تکیه داده بود به دیوار و داشت اب نبات میخورد.
-بهش بگو دیگه موهای منو نکشههه (با داد)
دایون پرید وسط و گفت
D هییی با خواهر من درست صحبت کن توله
-به من میگه توله؟ پدس...
بسه دیگههه.
دو دقیقه مث ادم باشید حرف بزنم.
-ادم نمیشم تا به این دو قلو ها یاد بدی که با من اینجوری رفتار نکنن. عفریته ها
K عفریته خودتی و عمتت
کاترین بس کننن.لیان تقصیر خودتم هست قرار بود سر ساعت یجا جمع شیم ولی توی کله خراب یا به فکر شکمتی دیر نمیای یاهم داری یه گربه رو جون به لب میکنی
-دلیلی نمیشه مثل بز منو وسط سالن مدرسه بکشهه
باشههه فقط ساکت باش و گوش کننن.
-هفففف
سوجی (همون نوه مدیر که سیگاریه😂) داره بچه های ضعیف رو مجبور به خوردن هرو.یین میکنه حواستونو جمع کنین یوقت تو غذاتون نباشه و سعی کنید دیگه نهار مپرسه نخورید چون زورش به همه نمیرسه و امکان داره موادو تو غذا بریزه. کم کم به خوردتون میده و وابستتون میکنه.
-یعنی از نهار اینجا نخوریم؟ پس چی بخوریم
لیااننن فقط بحث شکم نیستتت
درضمنن تأکیدم بیشتر رو دایون و کاترینه چون بیشتر از همه روشون قلدری میشه
Kباز تیکه انداختی
کوک بدون توجه به اونا زد رو شونه پسر کناریش که دوستش بود و اسمش برایان بود و گفت
ادامه دارد...
لایک و کامنت یادتون نره و اگه از اکسپلور میاید حتما فالو کنید ♥️
این پارت به دلیل طولانی بودن زیاد نصفش پاک شد ولی من گشادم برم تکمیلش کنم و پارت جدیدو بزارم...
ساندویچ رو ازش گرفتم و گفتم
-ممنون
بالاخره اینم تموم شد و داشتیم میرفتیم خونه فردا هم امتحان داشتیم.
تو راه کوک پرسید
لیانا تو تک فرزندی؟
-اوهوم. یعنی...نمیدونم ولی خب آره
یعنی چی نمیدونی
-من سر راهیم
کوک یه خنده تو گلویی کرد
-خنده داره؟
سعی داشت بزور خندشو کنترل کنه
شوخی میکنی دیگه اره
-نهه جدی میگم. تو چی خواهر یا برادر داری؟
یه خواهر دارم هشت سال ازم کوچیک تره
-اوووو پسسس شیش سالشه
اوهوم.
-راستی کوک تو تا الان نگفتی شغل پدرت چیه؟
عااممم نکنه نخوام بگما ولی خودش دوس نداره افراد زیادی شغلشو بدونن
-اهاا اوکی. خب پس من رفتم خداحافظ
خداحافظ
5 سال بعد...
ویو لیانا
موهامو کشید و منم فقط تقلا میکردم که ولم کنه.
هیچ کس تو راه روی مدرسه نبود.
موهام تو دستش بود و میکشیدش و منو میبرد به یه جایی که نمیدونستم کجا بود.
-هییی بهت گفتم ولم کنننن
جوابی نداد و منو کشید.
بعد فهمیدم داره منو میبره سمت سالن ورزش
-هیییی دردم میاد سگگگ ولم کنننن
بدون هیچ صدایی منو برد اونجا درو باز کرد و هلم داد داخل. بعد با کلافگی گفت
K یااا جونگ کوکککک من دیگه خسته شدممم این خیلی تو مخمههه
اروم باش کاترین. پاشو خودتو جمع کن لیان
پاشدم و با حرص به کوک نگا کردم که ریلکس تکیه داده بود به دیوار و داشت اب نبات میخورد.
-بهش بگو دیگه موهای منو نکشههه (با داد)
دایون پرید وسط و گفت
D هییی با خواهر من درست صحبت کن توله
-به من میگه توله؟ پدس...
بسه دیگههه.
دو دقیقه مث ادم باشید حرف بزنم.
-ادم نمیشم تا به این دو قلو ها یاد بدی که با من اینجوری رفتار نکنن. عفریته ها
K عفریته خودتی و عمتت
کاترین بس کننن.لیان تقصیر خودتم هست قرار بود سر ساعت یجا جمع شیم ولی توی کله خراب یا به فکر شکمتی دیر نمیای یاهم داری یه گربه رو جون به لب میکنی
-دلیلی نمیشه مثل بز منو وسط سالن مدرسه بکشهه
باشههه فقط ساکت باش و گوش کننن.
-هفففف
سوجی (همون نوه مدیر که سیگاریه😂) داره بچه های ضعیف رو مجبور به خوردن هرو.یین میکنه حواستونو جمع کنین یوقت تو غذاتون نباشه و سعی کنید دیگه نهار مپرسه نخورید چون زورش به همه نمیرسه و امکان داره موادو تو غذا بریزه. کم کم به خوردتون میده و وابستتون میکنه.
-یعنی از نهار اینجا نخوریم؟ پس چی بخوریم
لیااننن فقط بحث شکم نیستتت
درضمنن تأکیدم بیشتر رو دایون و کاترینه چون بیشتر از همه روشون قلدری میشه
Kباز تیکه انداختی
کوک بدون توجه به اونا زد رو شونه پسر کناریش که دوستش بود و اسمش برایان بود و گفت
ادامه دارد...
لایک و کامنت یادتون نره و اگه از اکسپلور میاید حتما فالو کنید ♥️
این پارت به دلیل طولانی بودن زیاد نصفش پاک شد ولی من گشادم برم تکمیلش کنم و پارت جدیدو بزارم...
- ۲۴.۱k
- ۱۸ شهریور ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۴۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط