THE DARK SHADOWS
PART2
فلش بک در فرودگاه:
karina: خب مامان بابا پرواز منو صدا زدن باید برم سوارشم
m/k: دخترم مراقب خودت باش(گریه)
karina: باشه هستم
مامان تو الان همونی نبود که داشت فوش کِشم میکردی😑😒
m/k:بهت رو میدم پرو نشو
karina: چشممم
b/k: دخترم یادت نره به ما زنگ بزنیا بری اونجا مارو یادت بره
m/k: غلط میکنه مارو یادش بره
karina: مامان چرا اینقد با تخریب
m/k: اینطوری خوبه دختر خوشگلممم هواپیمات داره میره
karina: وایییی دیر شد باید برم
b/k: بیا بغلمم
نویسنده: خب اینا در حال ماچ بغل هستن بعدش که خدافظی میکنن
بعد کارینا سوار هواپیما میشه تو هواپیما یکم seven از jk رو گوش میده😈بچه ماشاالله منحرفیه برا خودش.
karina: چقدر خوابیدم اووو5 دیقه 😆دیگه میرسیممم اوه اوه
خب بسه دیگه 😑
نویسنده:خب دیگه بسه خسته شدم یه پارت هم شب میزارم😖😐
فلش بک در فرودگاه:
karina: خب مامان بابا پرواز منو صدا زدن باید برم سوارشم
m/k: دخترم مراقب خودت باش(گریه)
karina: باشه هستم
مامان تو الان همونی نبود که داشت فوش کِشم میکردی😑😒
m/k:بهت رو میدم پرو نشو
karina: چشممم
b/k: دخترم یادت نره به ما زنگ بزنیا بری اونجا مارو یادت بره
m/k: غلط میکنه مارو یادش بره
karina: مامان چرا اینقد با تخریب
m/k: اینطوری خوبه دختر خوشگلممم هواپیمات داره میره
karina: وایییی دیر شد باید برم
b/k: بیا بغلمم
نویسنده: خب اینا در حال ماچ بغل هستن بعدش که خدافظی میکنن
بعد کارینا سوار هواپیما میشه تو هواپیما یکم seven از jk رو گوش میده😈بچه ماشاالله منحرفیه برا خودش.
karina: چقدر خوابیدم اووو5 دیقه 😆دیگه میرسیممم اوه اوه
خب بسه دیگه 😑
نویسنده:خب دیگه بسه خسته شدم یه پارت هم شب میزارم😖😐
- ۵.۸k
- ۰۵ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط