_می دانی جانم من هیچوقت محبوب کسی نبودم.

_می دانی جانم من هیچوقت محبوب کسی نبودم.
با بهت و تعجب نگاهم می کرد انگار چیز عجیبی می شنید.بی توجه به چهره ی پراز سوالش ادامه دادم:
_من هیچوقت آدم آرایش غلیظ نبودم. حتی بلد نبودم یک روز هم که شده متفاوت ظاهرشوم.نمی توانستم وقتی می دیدمش هیجانم را پنهان کنم و با یک ماسک غرور و بی توجهی سرم را گرم بستنی شکلاتی ام کنم.موهایم بلوند و رنگ شده نیست و اندازه اش معمولی است.دیدی بعضی ها در دیدارهایشان چگونه دلبری می کنند و در کمال دقت مواظب حرف هایشان هستند و حتی زاویه ی لب و دهانشان را برای لبخند کنترل می کنند؟شنیده ای آوازه ی کسانی را که آخر هفته ها در مهمانی های مختلف مثل ستاره می درخشند؟
اما من!به خودم که نگاه می کنم خنده ام می گیرد.دختری با ظاهر بسیار معمولی با بینی که حاصل تلاش عزیزان زحمت کش جراح و ناخن هایی که نتیجه ی دست ناخن کاری حرفه ای نیست.حتی بعضی وقت ها آنقدر بی حوصله است که موهایش را در حصار تنگ کش موهایش اسیر می کند.
لبخند زدم و گفتم:
_و من خوب می دانم دخترهای شبیه من،خاطره نخواهندشد.
#نازنین_شیروانی
دیدگاه ها (۱۴)

لیلیوم؛ گلی شبیه دلتنگی‌های من… 🥀🤍لیلیوم همیشه برایم شبیه آد...

In the Embrace of DarknessPART 1صدای آرام موسیقی در کافه پخش...

┄┉♡┉┄𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐀔 برای تو، پگ جیمین؛ قشنگ‌ترین اتفاقِ یک روز پا...

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟔 | آخرین صفحهچند روز بعد، اتاق ا/ت ساکت بود.یونگی کنار...

بعد از چند دقیقه، جونگ‌کوک متوجه شد ات هنوز هر بار که صدای ر...

پارت: 25 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**اگر کسی چند هفته پیش بهم ...

پارت ۳۲ — «چیزی که دیگر نمی‌شد پنهانش کرد»خبر حمله به قلعه‌ی...

🩷 hׁׅ֮υׁׅꭈׁׅtׁׅ — پارت چهارمحدود یک هفته از آخرین دیدارشان گ...

قرار ساختگی واقعی

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت چهاردهم(از زبان راوی)سه ماه گذش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط