time eout
PART:1
زنگ کلاس به صدا دراومد همه رفتن سر کلاس هاشون.فلیکس سرجاش نشست که کنار جونگ کوک بود.کوک:این زنگ چیه.فلیکس:ورزش.کوک:وای عاشق ورزشم.فلیکس:منم.کوک:میگم بازم باید با تیم هوانگ مسابقه بدیم.فلیکس:نمیدونم.هان دوید سمت فلیکس و کوک:هی بچه ها بدوید بیابید سالن ورزش.رفتن رختکن و لباس هاشون رو عوض کردن رفتن سالن ورزش.مربی:خب بچه ها از اونجایی که قبلاً یار کشی کردی نیازی نیست که دوباره انجام بدین پس تیم جئون اینو و تیم هوانگ اونور..هیونجین کل اعضای تیم تو نام میبرم هرکی نبود بگو غایب بزنم..کیم تهیونگ مین یونگی پارک جیمین لی مین هو و خودت...اعضای گروه جئون..لی فلیکس هان جیسونگ چوی یونجون و سوبین و خودت...با سوت من بازی رو شروع میکنید یک..دو..سه شروع.مربی سوت رو زد توپ بسکتبال دست تیم هیونجین بود توی نیم ساعت اول تیم هوانگ چهار یک به نفع هوانگ بود و در نیم دوم تیم ها برابر شدن هردو ۶شدندو برنده ای معلوم نبود و هردو تیم برتر شده بودن دوتا تیم توی رختکن بودند و لباس عوض میکرد در آخر کوک رفت سمت هیون:بازی خوبی بود هوانگ.دستشو سمتش دراز کرد هیون نگاهی به دستش کرد و دستش داد:درسته.فلیکس پرید وسط:نظرتون چیه برای اینکه هردو برابر شدیم جشن بگیریم.یونجون:باهات موافقم . همه موافقت کردن.فلیکس:به حساب کاپیتان ها.کوک:از طرف خودت حرف بزن.فلیکس:خب امروز بعدازظهر به حساب کاپیتان هامون. بعد همه دست زدن.هیونجین به کیوت بودن فلیکس تکخنده بی صدایی کرد.ته:چیشدع هوانگ نکنه عاشق شدی.هیون:برو بابا تهیونگ من و عشق و عاشقی محاله به عشق اعتقاد ندارم.
ادامه دارد...
این هم پارت یک نظراتتون و بگید اگه اوکیه بود ادامه اش رو میزارم.
و اینکه اگه بخوام ادامه این فیک دوفصل هست داخل فصل آدمای جدید وارد داستان میشن خب بسه زیادی اسپویل کردم.
زنگ کلاس به صدا دراومد همه رفتن سر کلاس هاشون.فلیکس سرجاش نشست که کنار جونگ کوک بود.کوک:این زنگ چیه.فلیکس:ورزش.کوک:وای عاشق ورزشم.فلیکس:منم.کوک:میگم بازم باید با تیم هوانگ مسابقه بدیم.فلیکس:نمیدونم.هان دوید سمت فلیکس و کوک:هی بچه ها بدوید بیابید سالن ورزش.رفتن رختکن و لباس هاشون رو عوض کردن رفتن سالن ورزش.مربی:خب بچه ها از اونجایی که قبلاً یار کشی کردی نیازی نیست که دوباره انجام بدین پس تیم جئون اینو و تیم هوانگ اونور..هیونجین کل اعضای تیم تو نام میبرم هرکی نبود بگو غایب بزنم..کیم تهیونگ مین یونگی پارک جیمین لی مین هو و خودت...اعضای گروه جئون..لی فلیکس هان جیسونگ چوی یونجون و سوبین و خودت...با سوت من بازی رو شروع میکنید یک..دو..سه شروع.مربی سوت رو زد توپ بسکتبال دست تیم هیونجین بود توی نیم ساعت اول تیم هوانگ چهار یک به نفع هوانگ بود و در نیم دوم تیم ها برابر شدن هردو ۶شدندو برنده ای معلوم نبود و هردو تیم برتر شده بودن دوتا تیم توی رختکن بودند و لباس عوض میکرد در آخر کوک رفت سمت هیون:بازی خوبی بود هوانگ.دستشو سمتش دراز کرد هیون نگاهی به دستش کرد و دستش داد:درسته.فلیکس پرید وسط:نظرتون چیه برای اینکه هردو برابر شدیم جشن بگیریم.یونجون:باهات موافقم . همه موافقت کردن.فلیکس:به حساب کاپیتان ها.کوک:از طرف خودت حرف بزن.فلیکس:خب امروز بعدازظهر به حساب کاپیتان هامون. بعد همه دست زدن.هیونجین به کیوت بودن فلیکس تکخنده بی صدایی کرد.ته:چیشدع هوانگ نکنه عاشق شدی.هیون:برو بابا تهیونگ من و عشق و عاشقی محاله به عشق اعتقاد ندارم.
ادامه دارد...
این هم پارت یک نظراتتون و بگید اگه اوکیه بود ادامه اش رو میزارم.
و اینکه اگه بخوام ادامه این فیک دوفصل هست داخل فصل آدمای جدید وارد داستان میشن خب بسه زیادی اسپویل کردم.
- ۲۰.۱k
- ۰۵ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط