زندگی مانند یک پتوی کوتــاه است

زندگی مانند یک پتوی کوتــاه است
آن را بالا می کشید، انگشت شستتــان بیــرون میزند؛ آن را پاییــن میکشید شانه هایتــان از سرمــا میلــرزد ولـی آدمهای شـــاد زانــوهای خود را کمی خــــم میکنند و شب راحتـــــی را سپــــری میکننــد.
“ماریون هاوارد”
دیدگاه ها (۱۰)

سناریو ران

تو دلقک بودی و من شینیگامی تو

هوا رو به تاریکی می‌رفت و حیاط مدرسه تقریباً خالی شده بود. ت...

پارت ۳۲ (هشدار زارتان زورتان🎀)کم کم اتفاقات ان شب شروع به صم...

#my.sexy.toy. psrt 8 فیلیکس سرش رو از روی شانه‌ی هی...

تکپارتی | جونگکوک

تکپارتی تهیونگ

پارت ۲#تو راز شب های منی صبح روز بعد، سوآ با صدای زنگ ساعت ا...

هم‌سلولی خطرناک(part1) دیوارهای سلول مثل پوستی بودند که سال‌...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹²_بخش اول_هرگز با کسی که سعی کرده شخصیت شما را...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط