{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فرشته ی واقعی

فرشته ی واقعی


ویو رزی
دیگه نمیتونستم ادامه بدم خیلی قوی بود
داشتم مقاومت میکردم یهو هولم داد خوردم به اپن
رزی:آه....لعنتی....قوی تر شدی(پوزخند)
کارلوس:قوی بودم خانومی...رو نمیکردم چون تو هنوز اون بالا بودی کلی الان اومدی زمین دیگه وقتش بود زورمو نشون بدم حالا هم با من میای
رزی:دهن کثیفت رو ببند حق نداری به من بگی خانومی و اینکه من هیچ جایی با تو نمی‌آیم رسم که نیستی
کارلوس:حالا اگه اون جیمین بود هرجایی میگفت میرفتی باهاش
رزی:من وظیفه دارم از اون مراقبت کنم تا زمان مرگش اون وقت منم میمیرم ولی .....اگه من زود تر بمیرم اون بازم زندس
کارلوس:پس اگه اون نباشه میمیری
ولی من میتونم زنده نگهت دارم به شرط اینکه باهام بیای
رزی:حاظرم بمیرم با تو جایی نیام
کارلوس:نظرت چیه زود تر باهام بیای میتونم یه کاری کنم کار همونی که بیخیال بالاعه و تو واسش مهم نیتس رو تموم کنم حتی نمیخواد بدونه زنده ای یا نه بفهم واسش مهم نیستی چرا میخوای ازش مواظبت کنی
رزی:حتی اگه مهم نباشم بازم باید ازش محافظت کنم.....
کارلوس :آه.....بسه دیگه حوصلم سر رف
وقتشه برم کارمو بک‌.....


ویو رزی
یهو افتاد روم بیهوش شدا بود نگا بالا کردم که دیدم لیا انگار با یه گلدون زده تو سرش نفس نفس میزد ترسیده بود به زور اون مفنگی رواز رو خودم برداشتم رفتم سمتش
رزی:هی ....هی...خوبی آرم باش تموم شد
لیا:م...م...مرده.....
رزی:/رفتم سمت کارلوس دستمو گذاشتم رو نبضش هعی هنوز زندس سگ جونه..../
رزی:نه زندس البته اگه میمرد بهتر بود
لیا:جی....جی...جیمین .....کوش‌‌
رزی:بالعه تو اتاقش عین خیالشمونبود که انگار یه غول اومده خونش خیلی ریلکس بود
لیا:جیمین....همیشه همینطوریه
من برم پیشش
رزی:باشه تا منم این خونه که بهم ریخته رو تمیز کنم

ویو لیا
آروم رفتم بالا
چند بار در زدم ولی جوابی نشنیدم
نکنه بلایی سرش اومده
سریع درو باز کردم
دیدم عین یه جوجه خوابیده
درسته مافیاعه ولی خیلی کیوته البته این کیوتی رو پیش کسایی که دوسش داره نشون میده
)کلا فیکم برعکسه بجا اینکه جیمین بخاطر رزی بجنگه رزی بخاطر جیمین میجنگه توی بقیه ی فیک ها نقش اصلی دختر وقتی پسره خوابه بهش میگه کیوت ولی الان داره خواهر جیمین میگه...😐)
چرا بیدار نمیشه فایده نداره ...ادامه دارد


❤
دیدگاه ها (۱)

پارت اول ویو لیا سلام من لیا هستم یه سال هست که با جیمین ازد...

وقتی بهت خیانت میکنه p۴ویو جیمین وقتی اعضا اون حرفا رو بهم ز...

پارت¹⁹ •sad rose•تهیونگ: ت....تهی نه نه نه تهییییی بلند شو ت...

وقتی بهت خیانت کرد

لیا : پس تو اتاق مهمون بخواب کوک : میشه منم پیش تو بخوابم ( ...

عمارت بلک وود

پارت ۱۳دید ات نیست که همون موقع جیمین اومد و گفت چیشد ؟ تهیو...

" ویو کوک "صبح از خواب بیدار شدم و به روزی که اصلا دلم نمیخو...

✈️ چند روز بیشترپارت ۴ صبح روز بعد، لیا با صدای پیام گوشی از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط