میدونم دیره ولی
میدونم دیره ولی
پارت دوم
🪐✨______________________✨🪐
یک ساعت قبل*
ساشا
یا ابلفضل دیره دیره چی باید بپوشم لباسای خودم گوه توشون شبیه گداها میشم من هیچی از مدلینگ نمیدونمممممم😭
خدایا منو سوسک کن
صدای زنگ گوشی *
نگاه کردن *
وای ناکوعههه منو میکشه
جواب دادن *
ساشا : الوو😅
ناکو : ذهر مار الو گمشو پایین دیگه
ساشا : ۱۰ دقیقه دیگه پایینم
ناکو : یک ساعت وقت داشتی چه گوهی می_
قط کردن *
ساشا
وای دیره دیره شلوارم کوووو تیشرتم روپوشم لنگه جورابم کوووووو خدایا لعنت
۱۰ دقیقه بعد *
دم در *
باز کردن در و سوار شدن *
ساشا : ببخشید دیر شد
برگشتم توصورت ناکو *
ساشا : یا ابلفضلللللل اتیشششششش
۳۰ دقیقه بعد *
ناکو : چرا لباسی عادی بیرونیت پوشیدی ؟
ساشا : نمیدونستم چی باید بپوشم خب
ناکو : دهنت سرویس
سوار اسانسور شدن *
بالارفتن*
وای چقدر بزرگه اینجا
ناکو : اره کل این ساختمون مال خانوم لی هستش همون که امروز باهاش مصاحبه داری اگر کارتو خوب انجام بدی میلیاردر میشییییی
ساشا : بابا قبولم نمیکنه
ناکو : احتمالش کمه قبول شی ولی بیا شانسمونو امتحان کنیم هوم ؟
داخل رفتن *
نشستن *
🗣:اوه خانوم شو حالتون خوبه
ناکو : ممنون شما خوبید خانوم لی هستش
🗣 : اوه هنوز نرسیدن
ناکو : باشه منتظر میمونیم
۲۰ دقیقه بعد*
صدای باز شدن در
ناکو : اوه خانوم لی اومدید
لی : اوه خانوم شو اره ببخشید معطل شدید
ناکو: اوه مشکلی نیست
در وردن شال گردن و کت * برگشتن به سمت ساشا *
لی : خانوم شو ایشون کسی که اومده برای مصاحبه ؟
ناکو: بله خانوم
ساشالی
دستام میلرزه این اینجا چیکار داره خانوم لی اونه اره تو اسمش لی داره این زنیکه عوضی اون لی ساشو کیو کسی که پدرم رو انداخت زندان و الان شده رئیس من ؟!
نگاه به لی *
ادامه دارد.....
خیلی دیر اومد میدونم چون اصلا نمیتونم یک قدی از ساشا بکشمممم ببخشیدددددد اون یکی رمانم ادامش فردا میزارم
پارت دوم
🪐✨______________________✨🪐
یک ساعت قبل*
ساشا
یا ابلفضل دیره دیره چی باید بپوشم لباسای خودم گوه توشون شبیه گداها میشم من هیچی از مدلینگ نمیدونمممممم😭
خدایا منو سوسک کن
صدای زنگ گوشی *
نگاه کردن *
وای ناکوعههه منو میکشه
جواب دادن *
ساشا : الوو😅
ناکو : ذهر مار الو گمشو پایین دیگه
ساشا : ۱۰ دقیقه دیگه پایینم
ناکو : یک ساعت وقت داشتی چه گوهی می_
قط کردن *
ساشا
وای دیره دیره شلوارم کوووو تیشرتم روپوشم لنگه جورابم کوووووو خدایا لعنت
۱۰ دقیقه بعد *
دم در *
باز کردن در و سوار شدن *
ساشا : ببخشید دیر شد
برگشتم توصورت ناکو *
ساشا : یا ابلفضلللللل اتیشششششش
۳۰ دقیقه بعد *
ناکو : چرا لباسی عادی بیرونیت پوشیدی ؟
ساشا : نمیدونستم چی باید بپوشم خب
ناکو : دهنت سرویس
سوار اسانسور شدن *
بالارفتن*
وای چقدر بزرگه اینجا
ناکو : اره کل این ساختمون مال خانوم لی هستش همون که امروز باهاش مصاحبه داری اگر کارتو خوب انجام بدی میلیاردر میشییییی
ساشا : بابا قبولم نمیکنه
ناکو : احتمالش کمه قبول شی ولی بیا شانسمونو امتحان کنیم هوم ؟
داخل رفتن *
نشستن *
🗣:اوه خانوم شو حالتون خوبه
ناکو : ممنون شما خوبید خانوم لی هستش
🗣 : اوه هنوز نرسیدن
ناکو : باشه منتظر میمونیم
۲۰ دقیقه بعد*
صدای باز شدن در
ناکو : اوه خانوم لی اومدید
لی : اوه خانوم شو اره ببخشید معطل شدید
ناکو: اوه مشکلی نیست
در وردن شال گردن و کت * برگشتن به سمت ساشا *
لی : خانوم شو ایشون کسی که اومده برای مصاحبه ؟
ناکو: بله خانوم
ساشالی
دستام میلرزه این اینجا چیکار داره خانوم لی اونه اره تو اسمش لی داره این زنیکه عوضی اون لی ساشو کیو کسی که پدرم رو انداخت زندان و الان شده رئیس من ؟!
نگاه به لی *
ادامه دارد.....
خیلی دیر اومد میدونم چون اصلا نمیتونم یک قدی از ساشا بکشمممم ببخشیدددددد اون یکی رمانم ادامش فردا میزارم
- ۶۶۱
- ۱۶ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط