{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت پنجم

پارت پنجم
🪐✨______________________🪐✨
باز کردن کامپوتر *
سرچ کردن *
مقاله : ادوارد لی مردی ۴۵ ساله که ‌‌........

بعد خوندن مقاله *
درسته اون لی ساشو کیو دستگیر کرده
مقاله: زن مقدوم گمشده شده است ...
ساشا : چی نه مامان تویه یک حادثه مرده بزار ببینم
سرچ کردن*
ساشا: وی همچین پرونده ای موجود نیست این یعنی مادرم زندس؟
باید برم خونرو هم بگردم
زنگ زدن به ناکو*
ساشا : الو ناکو ؟
ناکو : سلام کاکائو خوبی؟
ساشا : اره مرسی
ناکو: خب اتفاقی افتاده ؟
ساشا : توضیح دادن کل ماجرا*
ناکو : وایسا این یعنی الان مادرت زندس ؟ این همه سال کجا بوده ؟
ساشا :نمیدونم ولی میدونم یک هفته بعد مرگ جعلی مادرم پدرم تسادف میکنه نمیدونم به هم ربطی داره یانه ناکو میای دنبالم که بریم خونه پدریم ؟
ناکو : اوکی اماده باش دارم میام
ساشا: اوکی خدافس
ناکو: خدافس
۳۰ دقیقه بعد *
دم در*
ناکو : بپر بالا که بریم
سوار شدن*
ساشا: خب بریم منطقه فقیر نشینا
ناکو : اوکی
۱ساعت بعد محله فقیر نشینا*
ناکو : چقدر متاد اینجاست
ساشا : بچه زیاد میدزدن برای گذاشتن توبازار سیاه و فروختنشون یک مقع هایی هم زنای جوون رو حسابی بپا
ناکو: میمردی زود تر بگییی؟؟؟؟
ساشا: مسئله بزرگی نیست که بابا
ناکو : اگر اینجا بمیرم نمیبخشمتتتتتن
ساشا : باشه نبخش
باز کردن در *
ناکو : عه چه بوی گوهی میادد
ساشا: عه این بوی چه کوفتیه دقیقا ؟
ناکو : نمیدونم برو داخل فقط زودبریم من دارم خفه میشم
ساشا : اوکی
بعد ۱۰دقیقه گشتن*
ساشا : همش این پرونده های اعتیاد هیچی از مادرم نیست
ناکو : این بوی نکبتی از حیاط میاد بیا بریم ببینیم چیه
ساشا: اوکی
رفتن به سمت حیاط *
درو بر نگاه میندازه *
ناکو: عه عه از اینه
ساشا: چی اونجاعه
ناکو : یک پرنده مردس
ساشا : اسکل این جنازه کوچولو انقدر بو تولید نمیکنه
ناکو : راس میگی ها 😑 پس این بوی چه کوفتیههه
ساشا : نمیدونم
درو ور نگاه کردن *
خیره شدن *
ساشا : ناکو ؟
ناکو : چیه ؟
ساشا : اونجا چرا انگاریک کپست ؟
ناکو : اره راست میگی انگار قبلا کندنش
توصورت هم نگاه کردن *
۲۰ دقیفه بعد *
بعد کندن زمین *
ساشا : یک چیز سفید شبیه پارته اینجاست
کنار زدن خاک ها *
بند اومدن زبون *
ساشا : این ...این یک جنازستتتت؟؟؟؟
ادامه دارد
یک پارت دیگه هم میدم ✨
دیدگاه ها (۰)

🪐✨____________________🪐✨ساشا: این ... این یک جسده ناکوووناکو...

پارت چهارم 🪐✨_______________________🪐✨ * از زبون ساشا* از ...

پارت سوم 🪐✨_____________________🪐✨ساشا اروم و بی صدا نگاه کر...

سناریو از مایکی(تومان) درخواستی😘🍒❤️برای کاربر: @maysa_shokoد...

Otagh baghli Part 51 داشتم همینجوری فکر میکردم که یهو به خود...

سناریو سانزو

«وقتی به همکلاسیت حسودی کرد»پارت۲(سونگمین☆ ا.ت★) راوی*سونگم...

part : 48chapter : 2^^ ببینم تو دوست پسر نداری ؟+ نه ندارم^^...

کپشن

پارت سی چهار🔥عشق ابدی ما🔥شدو: خودم رو رسوندم به سونیک دستش ر...

کسخلان گروگان

پارت بیست و دوم"ویو نیلسو"*از ویلا رفتیم بیرون و یکم قدم زدی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط