پارت سوم
پارت سوم
🪐✨_____________________🪐✨
ساشا
اروم و بی صدا نگاه کردن * ترسیده و مضطرب*
نگاه به ناکو *
ساشا : ببخشید ازم تست میگیرید
خانوم لی : اوه درسته درسته خب میری وایستی اونجا و راستی یک چیزی برو لباسا که داخل پروف اویزون هستی بپوش
ساشا : چشم...
رفتن *
داخل اتاق پروف رفت *
....ذهن ساشا.....( یعنی داره تو ذهنش با خودش حرف میزنه)
اخ نفسم ...نفسم تنگ شده ... انگار دارن خفم میکنن این این لعنتی اینجا چی میگه اصلا از کجا پیداش شد ؟! میدونست من اینجام؟ اصلا منو میشناسه ؟
*صدای در زدن*
ساشا: کیه
ناکو : منم ساشا زود بیا دیگه داری چیکار میکنی
ساشا : باشه ببخشید اومدم
ناکو : زود باش ....
ناکو رفت*
عه اون لباس لعنتی کدوم گوریه ؟ درو ور نگاه میندازه
عه اون زرق برقیس ؟ این که خیلی کوتاهههه😶
چند دقیقه بعد *
بیرون امدن از اتاق پروف *
ناکو : وایییی چقدر بهت میادددددد پشماممممممم
ساشا : خجالت زدگی * خب حالا توهم بسه ديگه ابروم بردی
رفتن وایستادن برای عکس برداری *
بعد عکس برداری *
خانوم لی پشت کامپوتر ناکوهم پشتشه *
ناکو : پشمام من اصلا گیرمشم نکردم ولی جوریه انگار گیریم شدهههههه پشمام چجوری انقدر خوش عکسه
خانوم لی : اره خیلی خوش عکس راحت میتونه خیلی معروف بشه
ساشا اومد *
ساشا: ببخشید خانوم لی میتونم عکس هارو ببینم؟
لی : اوه حتما بفرما
جلو رفتن نگاه کردن *
ساشا : خیلی خوب گرفتیدش خیلی خوبن
لی : اوه عزیزم این از عکس برداری من نیست این پدیده صورت توعه
ساشا: اوه خیلی ممنون این یعنی الان قبول شدم ؟
رو : اره قبول شدی برای یک پروژه میفرستم عکس هارو و خبرش بهت میدم
دادن یک کارت به ساشا*
لی : این شماره منه داشته باشش شماره تورم وقتی درخواست تست دادی از اونجا دارم
پوشیدن بارونی و بستن شال دور گردنش *
لی : من دیگه میرم دوشنبه میبینمشون خدافس
ناکو : خب کاکائو بریم ؟
( کاکایو همون ساشا چون پوستش گندمی و موهاش قهویه بهش میگن کاکائو )
ساشا : اوم بریم
....از زبون ناکو.....
عجیبه از وقتی سوار ماشین شدیم ساکته ساکته چرا هیچ نمیگه
ناکو: خب چطور بود کاکائو دوست داشتی؟
ساشا : اره خوب بود دوست داشتم
ناکو : مشکل چیه ساشا ؟
ساشا : هیچی همه چی اوکیه
ناکو : من اون نگاهو میشناسم بگو مشکل کجاست
ساشا : خب نمیتونم بهت بگم ناکو
ناکو: چرا من غریبم ؟
ساشا : من نگفتم تو غریبه ای فقط ...
ناکو : فقط ؟
ساشا : هیچی فقط برو بعدا بهت میگم قول میدم
ناکو: باشه راحت باش
.....رسیدن دم در خونه ساشا .....
پیاده شدن *
ساشا :خدافس ناکو
ناکو: خدافس کاکائو مواظب خودت باش
ادامه دارد....
چون خیلی دیر گذاشتم اینارو اینم پارت سه سعی میکنم زود به زود پارت بزارمممم خدافس پارت بعید ساشارو ایشالا تموم کردمممممم
🪐✨_____________________🪐✨
ساشا
اروم و بی صدا نگاه کردن * ترسیده و مضطرب*
نگاه به ناکو *
ساشا : ببخشید ازم تست میگیرید
خانوم لی : اوه درسته درسته خب میری وایستی اونجا و راستی یک چیزی برو لباسا که داخل پروف اویزون هستی بپوش
ساشا : چشم...
رفتن *
داخل اتاق پروف رفت *
....ذهن ساشا.....( یعنی داره تو ذهنش با خودش حرف میزنه)
اخ نفسم ...نفسم تنگ شده ... انگار دارن خفم میکنن این این لعنتی اینجا چی میگه اصلا از کجا پیداش شد ؟! میدونست من اینجام؟ اصلا منو میشناسه ؟
*صدای در زدن*
ساشا: کیه
ناکو : منم ساشا زود بیا دیگه داری چیکار میکنی
ساشا : باشه ببخشید اومدم
ناکو : زود باش ....
ناکو رفت*
عه اون لباس لعنتی کدوم گوریه ؟ درو ور نگاه میندازه
عه اون زرق برقیس ؟ این که خیلی کوتاهههه😶
چند دقیقه بعد *
بیرون امدن از اتاق پروف *
ناکو : وایییی چقدر بهت میادددددد پشماممممممم
ساشا : خجالت زدگی * خب حالا توهم بسه ديگه ابروم بردی
رفتن وایستادن برای عکس برداری *
بعد عکس برداری *
خانوم لی پشت کامپوتر ناکوهم پشتشه *
ناکو : پشمام من اصلا گیرمشم نکردم ولی جوریه انگار گیریم شدهههههه پشمام چجوری انقدر خوش عکسه
خانوم لی : اره خیلی خوش عکس راحت میتونه خیلی معروف بشه
ساشا اومد *
ساشا: ببخشید خانوم لی میتونم عکس هارو ببینم؟
لی : اوه حتما بفرما
جلو رفتن نگاه کردن *
ساشا : خیلی خوب گرفتیدش خیلی خوبن
لی : اوه عزیزم این از عکس برداری من نیست این پدیده صورت توعه
ساشا: اوه خیلی ممنون این یعنی الان قبول شدم ؟
رو : اره قبول شدی برای یک پروژه میفرستم عکس هارو و خبرش بهت میدم
دادن یک کارت به ساشا*
لی : این شماره منه داشته باشش شماره تورم وقتی درخواست تست دادی از اونجا دارم
پوشیدن بارونی و بستن شال دور گردنش *
لی : من دیگه میرم دوشنبه میبینمشون خدافس
ناکو : خب کاکائو بریم ؟
( کاکایو همون ساشا چون پوستش گندمی و موهاش قهویه بهش میگن کاکائو )
ساشا : اوم بریم
....از زبون ناکو.....
عجیبه از وقتی سوار ماشین شدیم ساکته ساکته چرا هیچ نمیگه
ناکو: خب چطور بود کاکائو دوست داشتی؟
ساشا : اره خوب بود دوست داشتم
ناکو : مشکل چیه ساشا ؟
ساشا : هیچی همه چی اوکیه
ناکو : من اون نگاهو میشناسم بگو مشکل کجاست
ساشا : خب نمیتونم بهت بگم ناکو
ناکو: چرا من غریبم ؟
ساشا : من نگفتم تو غریبه ای فقط ...
ناکو : فقط ؟
ساشا : هیچی فقط برو بعدا بهت میگم قول میدم
ناکو: باشه راحت باش
.....رسیدن دم در خونه ساشا .....
پیاده شدن *
ساشا :خدافس ناکو
ناکو: خدافس کاکائو مواظب خودت باش
ادامه دارد....
چون خیلی دیر گذاشتم اینارو اینم پارت سه سعی میکنم زود به زود پارت بزارمممم خدافس پارت بعید ساشارو ایشالا تموم کردمممممم
- ۱.۴k
- ۱۶ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط