Part

۵𝑚𝑖𝑢𝑡𝑒𝑠 𝑡𝑜 𝑑𝑒𝑎𝑡𝒉
Part 4
(۸ may)
&:قربان جسدش رو پاکسازی کردن هیچ اثری به جا نمونده همون‌طور که گفته بودید جسدش رو زیر پل رودخونه هان جایگذاری کردیم
_خوبه میتونی بری (جدی)
مرد با خوردن جرعه ای از جام شرابش همچنان به بیرون پنجره نگاه میکرد
_تو هم حذف شدی کوچولو
(۹ may)
امروز زنگ آخر رو درس تاریخ داشتیم منو لی یون هم زیاد حال و حوصلش رو نداشتیم
لی یون: هعی خبر داری جسد یه دختر ۱۷ ساله رو زیر رودخونه هان پیدا کردن
×اره خبر دارم
لی یون:وایی خیلی ترسناکه از وقتی این خبر رو شنیدم خیلی میترسم
×اوهوم پدرم گفته که از فردا دیگه با ماشین بیام و برم مدرسه
لی یون: عه می‌دونه؟
×اره امروز صبح گفت
لی یون:پس قراره از فردا با بادیگار و ماشین بیایی مدرسه؟
×متاسفانه
(زنگ خونه)
لی یون: خب دیگه پاشو بریم خونه
×تو برو من باید برم یه سر دفتر معلما تا لیست اسم هارو تحویل بدم
لی یون:باشه پس من میرم
×باشه مراقب خودت باش
لی یون: تو هم مراقب خودت باش خدافظ (همدیگه رو بغل کردن)
ویو والریا
بعد اینکه با لی یون خداحافظی کردم لیست اسم هارو تحویل معلم دادم و راهی خونه شدم همینطور که تو راه خونه بودم یهو به ینفر برخورد کردم سرمو چرخوندم تا ببینم کیه که دیدم یه مرد بود که مست به نظر میومد حتما از همین بار نزدیک مدرسه هستش
×اخخ، متاسفم تقصیر من بود
یه تعظیم کوتاهی کردم و داشتم میرفتم که مچ دستم توسط همون مرد گرفته شد
_فک نمیکردم دوباره ببینمت ویولت
×چی؟...لطفا دستمو ول کنید
_باید باهام بیای خانوم کوچولو هنوز اون کارتو فراموش نکردم و باید بابتش تنبیه بشی
×هعی ولم کن
اون مرد به زور منو برد سوار ماشینش کرد و این داشت منو نگران میکرد
هعی داشتم سعی میکردم برم بیرون ولی درِ ماشین رو قفل کرد و موبایلمو ازم گرفت
×: بهت میگم بزار برم (داد)
_اینطوری ادامه بدی فقط همه چیزو بدتر میکنی و فکر میکردم الانم مثل قبل برای زیر خواب شدنم مشتاق باشی (مست)
×آقا شما منو با ینفر دیگه اشتباه گرفتین اسم من ویولت نیست من والریام و اصن شمارو نمیشناسم لطفا بزارین برم هرچی بخوایین رو بهتون میدم لطفا بزارین برم
وقتی دیدم نمیتونم از دستش فرار کنم ترسیدم و حس ترسی که داشتم هعی داشت بیشتر و بیشتر میشد و تا زمانی که رسیدیم کلا زبونم قفل شده بود و نمیتونستم حرف بزنم....
(عمارت جونگین)
_پیاده شو
×لطفا بزار برم(گریه)
_بهت گفتم پیاده شو
به زور منو براید استایل بغل کرد و برد داخل اون عمارت کوفتی....

شرایط: نداره
با همکاری پرنسس هیورین: https://wisgoon.com/stray_kids_stay.n
دیدگاه ها (۰)

۵𝑚𝑖𝑢𝑡𝑒𝑠 𝑡𝑜 𝑑𝑒𝑎𝑡𝒉Part 5هی به سینش مشت میزدم و ازش میخواستم که...

CHERRY BLOSSOMPart 24ویو رزیه تاکسی گرفتم و راهی خونه شدم وق...

CHERRY BLOSSOMPart 23+باید برم و هیونجین رو ببینم و ازش بپرس...

۵𝑚𝑖𝑢𝑡𝑒𝑠 𝑡𝑜 𝑑𝑒𝑎𝑡𝒉Part 3ویو والریاصبحانه امو که تموم کردم از س...

ONLY MINE PART 2مرد. این رو گفت و رفت نشست رو یکی از صندلی ه...

وقتی به عنوان خواهرش پریود میشی.ورژن جونم کوک......سلام من ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط