{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قسمت اول : آسمان

قسمت اول : آسمان

پارک بزرگ شهر،تنگ غروب، اتوبوس شماره هشت ، صندلی اول:
آسمان گرگ و میش است . ابرها خسته از یک روز بارانی از بالای کوه های جنوب شهر عزم سفر کرده اند . تکه ابرهایی اما گویی قصد رفتن ندارند. آنها آسمان را تنها و تنها اینجاست که باور دارند. کشمکشی سخت بینشان در گرفته است . آنان که قدم به راه گشوده اند دیگرانی که حضر را برگزیدند به سختی بدنبال می کشند و ایشان همچنان مقاومت می کنند. فارغ از این نبرد، دسته ای پرندگان مهاجر تازه از راه رسیده بال در آسمان صاف و بارانی شهر می گشایند. این هوا آنچنان مستشان کرده است که دیگر نمی دانند مدتی طولانیست که در این فضای کوچک مدام از این سو به آن سو پر می زنند و از همسفرانشان که پیشتر آسمان دود و غبار را لمس کرده بودند عقب افتاده اند.
بی هدف از سویی به سوی دیگر. درست زیر عرصه این نمایش عجیب ابرها و پرندگان مردمی متعجب و متحیر ایستاده اند به تماشا. مردمی که حالا پس از مدتها هوایی تازه و پرنده ای و آسمانی زیبا تنگ غروب می بینند. همه محو صحنه ی آسمانند . من بی اختیار به آسمان خیره شده ام . از دسته پرندگان مهاجر چشم می دزدم و به تقابل ابر و کوه می روم . براستی که چه زیباست . اما ناگهان.....
دیدگاه ها (۷)

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

🧁 پارت پانزدهم | سفری برای رساندن امیدصبح زود، حیاط مؤسسه‌ی ...

_روایت ۲بالاخره رسیدم...📍تهران..._شهرِ هزاررنگِ بی‌رحم. شهر...

حتم دارم اگر فیلمِ پرندگان یا The Birds از هیچکاک را مشاهده ...

سمفونی پرندگان در شهر قوهای آوازه خواندسته دسته قو از فرسنگ ...

تپه های رنگی اشتهارد

اشاره قرآن به برف وتگرگ

#بر تن خورشید می پیچد به نازچادر نیلوفری رنگ غروبتک درختی خش...

زنده یاد فریدون مشیریبر تن خورشید می‌پیچد به نازچادر نیلوفری...

همان گونه که هستی بیا دیر مکن…گیسوان مواجت آشفتهفرق مویت پاش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط