تا حالا شده است حرف هایت با یک نفر تمامی نداشته باشد؟!

تا حالا شده است حرف هایت با یک نفر تمامی نداشته باشد؟!
تا حالا شده است نفهمی زمان با چه سرعتی گذشته؟!
و تا حالا شده است با یک نفر فقط بعد از چند کلمه حرف زدن خسته شوی و دیگر دلت نخواهد به حرف زدن ادامه دهی؟!
دست خود آدم نیست!
بعضی ها عجیب به دل می نشینند، اصلا دل ات جذب دل اش می شود، رفیقِ دل اش می شود.
به عقیده ی من هرگاه حرف هایت با آن یک نفر تمامی نداشت، و آفتاب طلوع کرد و شما هنوز مشتاق به حرف زدن بودید،
شما فراموش نشدنی ترین آدم های زندگیِ هم هستید...

#محسن_دعاوی
دیدگاه ها (۱)

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

~ی پروژه‌ خیلی زیبای دیگه‌ به مناسب تولد جیمین تو آسمون لیما...

#درخواستی«همسرِ میلیاردر»مدرسه ای/ازدواج اجباری/عاشقانه🤏🏻انق...

به یاد همون بچه هایی که امروز به جای اینکه بشینن روی نیمکت ه...

dark life =32یک هفته از اون شب کابوس‌وار گذشته بود. یک هفته ...

سناریو از شخصیت های توکیو ریونجرز☆موقعیت:~» توی دفترت درباره...

⟦ #ɘɔᴎɒmoɿ ʞɿɒꟻ ⟧Dark Legacy───── ⋆⋅☆⋅⋆ ─────پـارتـے¹¹آیلا د...

بالا و پایین ویلا رو نگاه کرد. صدای عربده و داد بیداد های ای...

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت سوم «بعضی آدم‌ها، بدون اینکه کا...

محموله چی بود؟ احتمالا مواد بود. ولی چرا این باند باید یه مو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط