{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

⟦ #ɘɔᴎɒmoɿ ʞɿɒꟻ ⟧

#ɘɔᴎɒmoɿ ʞɿɒꟻ ⟧
Dark Legacy
───── ⋆⋅☆⋅⋆ ─────
پـارتـے¹¹

آیلا دندون‌هاش رو روی هم فشار داد. اینکه اونو مثل یه جنس یا یه طعمه وسط این تالار به نمایش گذاشته بودن، خونش رو به جوش می‌آورد. دستش رو از روی بازوی مرد کَند و با فاصله کنارش ایستاد.
— فکر کردی چون منو کشوندی اینجا، قراره جلوی این آدم‌های کثیف نقش بازی کنم؟
مرد سرد و بی‌تفاوت، نگاهش رو از جمعیت گرفت و به دست خالیِ خودش و فاصله‌ای که آیلا ایجاد کرده بود دوخت. قبل از اینکه کلمه‌ای بگه، صدای قدم‌های سریع و محکم یک نفر از پشت سرشون به گوش رسید:
— اوه... می‌بینم که بالاخره پادشاه تاریکی از قصرش دل کنده و افتخار داده!
مردی با کت‌وشلوار شیکِ سرمه‌ای‌رنگ، موهای مشکیِ مرتب و لبخندی شیطنت‌آمیز که کاملاً با فضای سنگینِ سالن در تناقض بود، نزدیک شد. نگاهش اول به مرد خونسردِ کنار آیلا افتاد و بعد با تعجب و تحسین روی آیلا قفل شد.
جون‌کوک، دوست نزدیک و شریک قابل اعتمادِ تهیونگ توی تمام مبادلات بین‌المللی، جام شرابش رو توی هوا چرخوند و آروم زمزمه کرد:
— پس پرنسسی که همه‌چیز رو توی شهر بهم ریخته ایشون هستن...
تهیونگ سرش رو کمی چرخوند و با صدایی بم و جدی گفت:
— جون‌کوک، اوضاع حیاط چطوره؟
جون‌کوک لبخندش رو جمع کرد، چشم‌هاش جدی‌تر شدن و خط نگاهش بین تهیونگ و آیلا چرخید:
— همه‌چیز تحت کنترله، اما دور و بر عمارت پر از موش‌های جاسوسِ شوراست. همه منتظر یک اشتباه کوچک از سمت تو هستن تا روی این دختر دست بذارن.
آیلا سرش رو بالا آورد و به جون‌کوک نگاه کرد. این مرد برعکسِ تهیونگ، ظاهر گرم‌تر و امروزی‌تری داشت، اما حضورش کنار تهیونگ نشان می‌داد که خودش هم یکی از ستون‌های همین دنیای خطرناکه.
جون‌کوک کمی به آیلا نزدیک‌تر شد و با لحنی احترام‌آمیز اما نیمه‌شوخ گفت:
— سلام پرنسس. من جون‌کوکم... تنها کسی که توی این دنیای سیاه می‌تونه تحملت کنه و نذاره این مردِ یخ‌زده بی‌دلیل نگرانت کنه.
آیلا ابروش رو بالا انداخت، نگاهی به چهره‌ی سرد و بی‌رقتِ تهیونگ کرد و رو به جون‌کوک گفت:
— حداقل تو مثل این مردِ لال، حرف زدن بلدی! میشه به من بگی چرا این آدم‌ها جوری نگام می‌کنن انگار یه کلید برای فتح این شهرم؟
جون‌کوک خواست چیزی بگه و نگاهی به تهیونگ انداخت، اما تهیونگ با یک حرکت، بازوی آیلا رو دوباره توی دستش گرفت، اونو به سمت خودش کشید و با لحنی قاطع رو به جون‌کوک گفت:
— سوال‌هاش رو جواب نده. برو سالن پشتی، وقتشه با اعضای اصلی شورا روبه‌رو بشیم.

اسلاید بعد لباس آیلا

#DarkWill #DarkRomance #DarkRomanceBooks #MafiaRomance #MafiaKing #ForbiddenLove #DarkWill #DarkRomance #DarkRomanceBooks #MafiaRomance #MafiaKing #ForbiddenLove #DarkWill #DarkRomance #DarkRomanceBooks #MafiaRomance #MafiaKing
دیدگاه ها (۹)

⟦ #ɘɔᴎɒmoɿ ʞɿɒꟻ ⟧Dark Legacy───── ⋆⋅☆⋅⋆ ─────پـارتـے¹²جون‌کو...

بانو فالو شه🎀✨@rose1127

لطفا ایشون فالو شه✨🎀@rena.aaaaa

⟦ #ɘɔᴎɒmoɿ ʞɿɒꟻ ⟧Dark Legacy───── ⋆⋅☆⋅⋆ ─────پـارتـے¹⁰درهای ...

⟦ #ɘɔᴎɒmoɿ ʞɿɒꟻ ⟧Dark Legacy───── ⋆⋅☆⋅⋆ ─────پـارتـے⁹آیلا آر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط