اسکیز و عروسی

p¹
#دو_پارتی
ویو ا.ت:
امشب بالاخره قراره با سانها ازدواج کنم بالاخرههههه بعد از کلی سال سینگلی خب من 23 سالمه مکنه اسکیزم اسمم کانگ ا.ت بود ولی به لطف سانها داره به پارک تغییر میکنه اونم 23 سالشه بعد از اینکه 6 ماه پیش جونگینم ازدواج کرد حس کردم واقعا تنها شدم چون همشون ازدواج کردن ولی خب وقتی سانها بهم اعتراف کرد دیگه این حسو نداشتم ما الان 5 ماهه که باهمیم و بالاخره هفته پیش سانها ازم خواستگاری کرد اولش پسرا غیرتی بازی دراوردن بعد که فهمیدن پسر خوبیه دیگه اینکارو نکردن
ویو سانها:
من پارک سانهام و 23 سالمه دکتر بیمارستان سئولم وقتی استری کیدز 9 سال پیش دبیو کردن از همون اول استی شدم(آفرین برادر ماشالا) و بایسمم ا.ت بود و همیشه وقتی به کنسرتاشون میرفتم فقط نگاهم رو ا.ت بود همیشه دنبال راهی واسه به دست آوردنش بودم و بعله تو کافه دیدمش بهش یواشکی اعتراف کردم اونم تو فن میتینگ دستمو گرف هیونجینم دید و غیرتی شد و بهم بد نگاه میکرد تا اینکه ا.ت بهش گف همچیو و بازم غیرتی بود ولی خب کمتر و آره امشب بالاخره اونروز فرا رسید و من خیلییییی خوشحالم
ویو هیونجین:
خب من دقیقا 1 سال پیش رسما با کیم جی وو ازدواج کردم و هردومون 26 سالمونه و باهم خیلی خوشبختیم ولی هیچوقت فک نمیکردم عروسی اون کوچولورو ببینم ناموصا پسر خوبیه ولی بهش آسون نمیگیرم سر ا.ت مگه شوخیههههه خب 4 ساعت دیگه باید اونجا باشیم
هیون:عزیزمممم آماده ای؟
جی وو:آره آره دارم میام
هیون:دیر میشه هااااا
جی وو:اومدمممم بریممم
ویو بنگچان:
من 3 ساله که با لی نارا ازدواج کردم یه پسر کوچولوعم داریم که 2 سالشه و قراره بریم عروسی ا.تتتتت فک کنننننن اون کوچولو کی انقد بزرگ شد باورم نمیشه فک کنم چن وقت دیگه باید گروهو دیسبند کنی- چی دارم میگممممممممممم نخیرررررر استی فوراور(بله آقای بنگچان حواستون باشه چی میگین) خب آماده شدم
نارا:عزیزم باورت میشه ا.ت کوچولو هق*بغض
بنگچان:منمممممم*گریههههه شدید
نارا:هق بسه دیگه هق بسهههه
بنگچان:باشه باشه بریم
ویو لینو:
من 2 سال پیش با لی جی یو ازدواج کردم و یه دختر 1 ساله داریم و خوشحالم واسه ا.ت سانها پسر خوبیه بهتره بریم چون دیر میشه محضر هم باید بریم
لینو:بریم
جی یو:وایسا وسیله های دخترمونو جمع کنم*لبخند
لینو:کیوتتتتت
ویو چانگبین:
من 11 ماه پیش با جانگ یه جین ازدواج کردم و 8 ماه دیگه بابا میشمممممم(چانگبین یو آر خیلی سریع تو اون کار....) امیدوارم اون سانها حواسش به ا.ت جونم باشه وگرنه با من طرفه
یه جین:بریم عزیزم؟
چانگبین:خوشگلم درد که نداری؟ چیزی نمیخوای؟
یه جین:خوبم بریم
چانگبین:میخوای دیر تر بریم؟
یه جین:امکان ندارههههه عروسی ا.ته هاااا
چانگبین:*خنده* باشه بریم
...............
ویو هان:
من 9 ماه پیش با یانگ سونمی ازدواج کردم باورتون میشه ا.ت کوشولومون ازدواج کنه؟؟؟ تا دوروز پیش لباساشم من باید تنش میکردممم اوخوداااااا(عه هان زشته)
هان:خوشگلم آماده ایییی*ذوق
سونمی:آره*ذوق
...............
ویو فلیکس:
خب من 1 سال پیش با پارک یه نا آشنا شدم و ازدواج کردیم باورم نمیشه اون دختر... اگه سانها باعث شه یه قطره اشک از چشمای خوشگلش بیاد میدونم چیکارش کنم
یه نا:عزیزم خوبی؟
فلیکس:ها آره آره بریم
ادامه داره...
دیدگاه ها (۱۸)

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

true Love①⑧دست تهیونگ رو گرفته بودم ا/ت: من هنوز باورم نشده ...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

سناریو ایدل رویایی پارت ۵

The Secret Between Light and the Stageپارت 9نارا: منم همین ک...

تک پارتی جیهوپوقتی جیهوپ سرما میخورها/ت: الان دو تا سه روزی ...

پارت سوم | «قرار نیست برم»ا/ت گوشی را از روی میز برداشت.— چر...

سناریو کنما تک پارتی

تک پارتی از سانزو هاروچیو🖤🤞یاندره و هنتای داره و لطفا گذارش ...

رمان :«استاد من»پارت «اخر»(تابع قوانین ویسگون)ویو «ا/ت»با کا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط