صب ک بارون زد ..

صب ک بارون زد ..
ا خاب ک بیدار شدم..
"منتظر بودن"ـو پلی کردم..
با خودم فک کردم..
گفتم اونایی ک رفتن
دیگه برنمیگردن..
دیدم نمیتونم این همه فاصلرو برم..
ی نگا ب تقویم کردم..
دیدم دقین دو هفته دیگه ی خبراییه..
ولی حالا ک دیگه صنمی ندارم باش
پ دیگه تقویم مهم نی..
ولی ی نگاه دیگه بش کردم.. دیدم ی ماه گذشته..
اشتباه گذشته رو نمیشه پاکش کرد ولی میشه تکرار نکردش..
الان اینجام..
خوشحال از ی چیز.. زیادی خوشحال.. اونقدری ک خابم نمیبره..
فهمیدم زمان زورش ب همه چی نمیرسه..
دیدم ی نوری تو اسمون هس..
این همون اسمون دو سال پیشه..
زود گذشت، خوش گذشت..
ایداهه مرسی😳 #eyda
ک بودی .. ک هستی..
ک دیشب یادت افتاد بم..
ک نذاشتی بند ارزوهام دوباره پاره بشه🙌
دیدگاه ها (۵)

The unwanted roommate

فیک کوک فصل ²پارت²ولی اینبار گریه هاش از روی خوشحالی بود نه ...

بفرست برای اونی که باید: 💌بهت قول میدم که تو هر شرایطی کنارت...

True Love②⑦یونی: ا/تا/ت: بله یونی: چرا خودت رو گول میزنیا/ت:...

پارت ششم: بیداری در کابوسِ آشناچند دقیقه‌ای که از اون اتاق گ...

پارت اخر ☺︎

part last

part ¹

#تنفر_تا_عشق #اد_جئون #پارت_43ات:چ کسل کننده ، بزا اهنگ بزار...

دوپارتی از موچی:/

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط