{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت 30

متین رفت منم لباسامو عوض کردم و لش کردم رو تخت

شام~
مامان د:متین پاشو دیانارو صدا کن بیات شام
متین:به من چه
مامان د:پاشو ببینم
متین:اوفففف
رفتم بالا درو بازکردم خواب بود
پتو رم نکشید بود
پتورو کشید روش

ببخشید دیا که سرت داد زدم
متین:که دیدم چشای شیطونشو آرون باز کردو پرید بغلم
متین:آخ آخ درد میگیره
دی:😐متی خوبه به کتفم
متین:دیاناااااااا 😑
دی:کوفت مرض چته
متین:بریم شام
دی:باشه وحشی
منین:من وحشیم یاتوو
دیا:تو
متین:تو
دیانا:تویی
متین"تو
دیانا"تو
متین:آره من وحشیم حالا بریم‌اهه۶
دیانا:کم اوردی🤣✌️😉
متین:دندون قره😬
دیانا :بریم باو
متین:گمشو دیگه
دیانا:به من میگی گمشووو
متین:عاره🤣
دیانا:زدم روسرش و در رفتم اونم دیود دنبالم
رفتیم پایین رفتم پشت مامانم
مامان:بچه شدین باز؟؟؟؟
دیانا:مامان به پسرت بگو وا
متین:مامان یچیزی به دخترت بگو
دیانا:تو بهم میگی گمشو
متین:خب
دیانا:خب به زشتیت (برعکس گفتم🤣دیانای شیطونه دیگه)
متین:چرا قاطی میکنی؟
دیانا:دوستدارم
متین:خفه شو آه
دیانا:من حفشم من آخه من۰🥺🤧(شیطونه میخاد ناز کنه)
متین:نه نه بابا غلط کردم خبه چشاشو
دیانا:خبه سر به سرت گذاشتم
متین:دیانا بگیرت پارت میکنم(میدیود دنبالش )
بابا د:بشینین عه سرم رفت(باداد)
دیانا:ببخشید بابا جونیی☺️(رفت بغلش)
بابا:ای جانم

























پایااااااان .....ادامه دارد
بخدا مخم سوت کشید تا نوشتم گفت امروز خاهر برادی بشه 😅🤣
اخخخخ دستم درد گرفت تشکر کنینا
دیدگاه ها (۱۰۷)

𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 016"""""""""""""""""""""""""""""""...

THE DARK SHADOWS

Love you پارت سیزدهم&اول تو برو دوش بگیر-یا چ فرقی دار هردو ...

𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑼𝒏𝒘𝒂𝒏𝒕𝒆𝒅𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪽Part 1(ویو نلا) صبح زود با بر...

رمان

رمان عشق ممنوع

ممنون که میخونین این داستان واقعی نیست

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و p25ویو هیونجین اه ات چرا ن...

P.1 | ....وقتی یهویی.(ساعت حدود ۹ صبح بود که بالاخره چشمام ر...

#عشق_بعد_نفرتپارت 9یونگی: وا بچه ها شرفمون رفت خیر سرتون پسر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط