زن‌ها ،

زن‌ها ،

گاهی تمامی دنیایشان را
میان چاردیـواری آغوش یک مرد جستجو می کنند .

زنی که خنده ها و گریه هایش ، ناز و بهانه هایش ، همه و همه ...
تنها آغوش خالص ِ مردانه ات را می خواهد ، که مبادا برای لحظه ای دست از مردانگی ات برداری !

زن‌ها ،
گاهی دلتنگی هایشان را بی صدا فریاد می زنند ،
که اگر دلتنگی هایشان درمان نشود ؛ زندگی هر چقدر هم روزهای بهاری را به رخِ روزهایشان بکشند ،
باز هم انگار همه چیز برایشان بی روح و بی رنگ است .

خوش نباشد اگر دلشان ؛ خنده ‌هایشان هر چقدر هم گوش فلک را کر کند ،
باز از دلشان تنها صدایِ بغضِ جاماندهء بیخِ گلو می آید .

زن‌ها ،
کسی را می خواهند که درک شان کند ،
که فهمیده شوند ،
همـدل و همدمی می خواهند که برایش بگویند :
" تو "
مردانه پایِ مرادنگی ات ، پایِ من ِ زندگی ات بمان ...

" من "
همه ی زنانگی ام را پایِ تو ، پای ِ دنیایمان خواهم داد ...
دیدگاه ها (۱)

دو پارتی از هیسونگ پارت اخریک ساعت بعد، ات به خانه برگشت.در ...

سناریو بی تی اس:وقتی بهشون بی محلی می‌کنی:چند ساعتی است که س...

آدم‌ها فکر می‌کنند عشق یعنی چیزهای عجیب‌وغریب یا کلماتی که ف...

بندبند جانم❤️بہ دوست داشتنت بند استتو آن تپش بے قراریلابہ لا...

Wooden doll 🍂 با آخرین تراش ، براده ای کوچک بر پارکت های رنگ...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت پانزدهم: پیوند در دلِ ویرانه...

پارت اول — قبل از آن روزهیچ‌چیز قرار نبود آن روز تغییر کند.ب...

تک پارتی از تهیونگ هوای بارونیِ سئول، شیشه‌های کافه رو تار ک...

تک پارتی از جونگ کوک اسم فیک :دوستِ خیانت کار صدای تپش قلب «...

### **پارت چهارم: اعتراف زیر باران**نگاهت میان چشم‌های خیره ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط