عشق مافیا
𝙿𝚊𝚛𝚝 𝟷𝟾
ویو ا/ت
وقتی رفتیم تو با دیدن اون فرد تعجب کردم. اون.. اون داداشمه؟
ا/ت: داداشی؟
شوگا: سلام فرشته کوچولو(لبخند)
دوییدم سمتش پریدم تو بغلش.
ا/ت: داداش جونم (گریه)
شوگا: هیش گریه نکن خوشگلم دلم برات تنگ شده(سفت تر بغلش کرد)
ا/ت: منم داداش جونم(گریه)
اروم از بغلش اومدم بیرون، با دستام صورتشو قاب کردمو گفتم
ا/ت: لعنتی هنوزم جذابه (گریه)
شوگا: عااا شیطون تر شدی فرشته(خنده)
جونگکوک: مارو تحویل نمیگیری(خنده)
شوگا: بیا اینجا بچه(بغلش کرد)
جونگکوک: خوشومدی
ا/ت: چطور تونستی اینقد زیاد بمونی(عصبی کیوت)
شوگا: تازه قراره بازم برگردم فقط اومد بهتون سر بزنم
ا/ت: یعنی چی؟ (بغض)
جونگکوک: عاا ا/ت بغض نکن (سرشو ناز کرد)
شوگا: ببینم فرشته من چقدر خوشگل تر شده
ا/ت: مرسی(خجالت کشید)
جونگکوک: تازه شیطون ترم شده(چشمک زد)
شوگا: قضیه چیه؟
ا/ت: اووم چیزه..
جونگکوک: خواهر شما دوست دختر بنده است 😌
شوگا: جونگکوک تو تا دیروز دهنت بوی شیر میداد الان برای من پز دوست دخترت که خواهرمه رو میدی(خنده)
ا/ت: خنده فراوان 😂
جونگکوک: نخند ببینم
ا/ت: جر خورد از خنده
جونگکوک: بزار ببینم شبم میخندی 😏
ا/ت: بی ادب(زد به بازوی جونگکوک)
شوگا: نگاشون کن تروخدا
ا/ت: جونگکوکا تو بهم قول دادی بریم شهربازی
جونگکوک: باشه بریم پرنسسم
ا/ت: داداشی توهم حاضر شو
شوگا: من حاضرم
جونگکوک: منم حاضرم
ا/ت:خب منم حاظرم پس بریم
جونگکوک: بریم
رفتیم پایین. خواستیم سوار ماشین بشیم که هانا بدو بدو اومد سمتمون
هانا: خب بریم(عشوه)
جونگکوک: کجا میای؟
هانا: بریم شهربازی دیگه
شوگا: شما؟
هانا: اکس.. دختر خاله جونگکوکم(عشوه)
ا/ت: پس بیا سوار شو(لبخند)
هانا: باشه(عشوه)
سوار ماشین شدیم رفتیم شهربازی. رسیدیم.
جونگکوک: خب اول چی سوار بشیم
شوگا: هرچی شما بگید
ا/ت: سوار..(هانا وسط حرفش پرید)
هانا: بریم تونل وحشت
جونگکوک: ا/ت داشت حرف میزد(عصبی)
ا/ت: اشکال نداره اوب بریم تونل وحشت
شوگا:(تو ذهنش: امیدوارم این دختره هر*زه مشکلی درست نکنه)
کلی خوش گذروندیم کلی وسلیه سوار شدیم ولی ته دلم ناراحت بودم همش هانا به جونگکوک میچسبه.
شوگا: بچه ها بریم خونه
ا/ت: اره بریم خونه
دست جونگکوکو گرفتمو رفتیم سمت ماشین. سوار ماشین شدیمو رفتیم خونه.
جونگکوک: شوگا اتاق مهمانو برات اماده کردن
شوگا: مرسی من رفتم بخوابم شب بخیر(رفت)
هانا: شب بخیر جونگکوکی(عشوه)(رفت)
رفتیم اتاقمون لباسامو عوض کردم رفتم رو تخت دراز کشیدم. جونگکوک رفت حموم.
ویو جونگکوک
وقتی اومدیم ا/ت لباساشو عوض کردو رفت دراز کشید منم رفتم حموم یه دوش گرفتم. وقتی اومدم بیرون ا/ت سریع چشماشو بست. فکر کنم ناراحت باشه این هانا هر*زه مسخره بازیاشو تموم نمیکنه.
رفتم رو تخت دراز کشیدم. ا/تو کشیدم تو بغلم.
جونگکوک: میدونم بیداری
ا/ت:...
جونگکوک: ببخشید
ا/ت: چرا
جونگکوک: بخاطر کارای هانا
ا/ت: تقصیر تو نیست که پس عذرخواهی نکن
جونگکوک: فقط من میخوام فرشتم ناراحت نباشه
ا/ت: ناراحت نیستم(لبخند)
جونگکوک: مطمعن باشم
ا/ت: اوهوم(لبخند)
یه بوسه رو لبش زدم.
جونگکوک: دوست دارم فرشتم
ا/ت: منم دوست دارم
جونگکوک: شب بخیر فرشتم
ا/ت: شب بخیر عشقم
ادامه دارد...
#bangtan #bts #army #namjoon #jin #suga #jhope #jimin #taehyung #jungkook #kpop #tiktok #dance #music #scenario #fiction #taehkook #yoonmin #namjin
#بنگتن #بی_تی_اس #ارمی #نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک #کیپاپ #تیک_تاک #دنس #سناریو #فیکشن #تهکوک #یونمین #نامجین
ویو ا/ت
وقتی رفتیم تو با دیدن اون فرد تعجب کردم. اون.. اون داداشمه؟
ا/ت: داداشی؟
شوگا: سلام فرشته کوچولو(لبخند)
دوییدم سمتش پریدم تو بغلش.
ا/ت: داداش جونم (گریه)
شوگا: هیش گریه نکن خوشگلم دلم برات تنگ شده(سفت تر بغلش کرد)
ا/ت: منم داداش جونم(گریه)
اروم از بغلش اومدم بیرون، با دستام صورتشو قاب کردمو گفتم
ا/ت: لعنتی هنوزم جذابه (گریه)
شوگا: عااا شیطون تر شدی فرشته(خنده)
جونگکوک: مارو تحویل نمیگیری(خنده)
شوگا: بیا اینجا بچه(بغلش کرد)
جونگکوک: خوشومدی
ا/ت: چطور تونستی اینقد زیاد بمونی(عصبی کیوت)
شوگا: تازه قراره بازم برگردم فقط اومد بهتون سر بزنم
ا/ت: یعنی چی؟ (بغض)
جونگکوک: عاا ا/ت بغض نکن (سرشو ناز کرد)
شوگا: ببینم فرشته من چقدر خوشگل تر شده
ا/ت: مرسی(خجالت کشید)
جونگکوک: تازه شیطون ترم شده(چشمک زد)
شوگا: قضیه چیه؟
ا/ت: اووم چیزه..
جونگکوک: خواهر شما دوست دختر بنده است 😌
شوگا: جونگکوک تو تا دیروز دهنت بوی شیر میداد الان برای من پز دوست دخترت که خواهرمه رو میدی(خنده)
ا/ت: خنده فراوان 😂
جونگکوک: نخند ببینم
ا/ت: جر خورد از خنده
جونگکوک: بزار ببینم شبم میخندی 😏
ا/ت: بی ادب(زد به بازوی جونگکوک)
شوگا: نگاشون کن تروخدا
ا/ت: جونگکوکا تو بهم قول دادی بریم شهربازی
جونگکوک: باشه بریم پرنسسم
ا/ت: داداشی توهم حاضر شو
شوگا: من حاضرم
جونگکوک: منم حاضرم
ا/ت:خب منم حاظرم پس بریم
جونگکوک: بریم
رفتیم پایین. خواستیم سوار ماشین بشیم که هانا بدو بدو اومد سمتمون
هانا: خب بریم(عشوه)
جونگکوک: کجا میای؟
هانا: بریم شهربازی دیگه
شوگا: شما؟
هانا: اکس.. دختر خاله جونگکوکم(عشوه)
ا/ت: پس بیا سوار شو(لبخند)
هانا: باشه(عشوه)
سوار ماشین شدیم رفتیم شهربازی. رسیدیم.
جونگکوک: خب اول چی سوار بشیم
شوگا: هرچی شما بگید
ا/ت: سوار..(هانا وسط حرفش پرید)
هانا: بریم تونل وحشت
جونگکوک: ا/ت داشت حرف میزد(عصبی)
ا/ت: اشکال نداره اوب بریم تونل وحشت
شوگا:(تو ذهنش: امیدوارم این دختره هر*زه مشکلی درست نکنه)
کلی خوش گذروندیم کلی وسلیه سوار شدیم ولی ته دلم ناراحت بودم همش هانا به جونگکوک میچسبه.
شوگا: بچه ها بریم خونه
ا/ت: اره بریم خونه
دست جونگکوکو گرفتمو رفتیم سمت ماشین. سوار ماشین شدیمو رفتیم خونه.
جونگکوک: شوگا اتاق مهمانو برات اماده کردن
شوگا: مرسی من رفتم بخوابم شب بخیر(رفت)
هانا: شب بخیر جونگکوکی(عشوه)(رفت)
رفتیم اتاقمون لباسامو عوض کردم رفتم رو تخت دراز کشیدم. جونگکوک رفت حموم.
ویو جونگکوک
وقتی اومدیم ا/ت لباساشو عوض کردو رفت دراز کشید منم رفتم حموم یه دوش گرفتم. وقتی اومدم بیرون ا/ت سریع چشماشو بست. فکر کنم ناراحت باشه این هانا هر*زه مسخره بازیاشو تموم نمیکنه.
رفتم رو تخت دراز کشیدم. ا/تو کشیدم تو بغلم.
جونگکوک: میدونم بیداری
ا/ت:...
جونگکوک: ببخشید
ا/ت: چرا
جونگکوک: بخاطر کارای هانا
ا/ت: تقصیر تو نیست که پس عذرخواهی نکن
جونگکوک: فقط من میخوام فرشتم ناراحت نباشه
ا/ت: ناراحت نیستم(لبخند)
جونگکوک: مطمعن باشم
ا/ت: اوهوم(لبخند)
یه بوسه رو لبش زدم.
جونگکوک: دوست دارم فرشتم
ا/ت: منم دوست دارم
جونگکوک: شب بخیر فرشتم
ا/ت: شب بخیر عشقم
ادامه دارد...
#bangtan #bts #army #namjoon #jin #suga #jhope #jimin #taehyung #jungkook #kpop #tiktok #dance #music #scenario #fiction #taehkook #yoonmin #namjin
#بنگتن #بی_تی_اس #ارمی #نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک #کیپاپ #تیک_تاک #دنس #سناریو #فیکشن #تهکوک #یونمین #نامجین
- ۱۴۸.۹k
- ۱۹ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط