پارت ۱

پارت ۱
پارت ۱


( راستی یه چیز رو جا گذاشتم یونا دختری سرد خشن و هات هست و از بچه کی همه ی هنر های رزمی رو بلده اوکی بریم ادامه ی فیک )
ویو یونا
های من اسمم یونا ۲۵ سالمه
صبح از خواب بیدار شدم رفتم سرویس کارای لازم رو کردم من توی عمارتم تنها زندگی میکنم ولی دیروز اومدم خونه مامان و بابام رفتم پایین دیدیم بابام داره روزنامه میخونه مامانم داشت با گوشی حرف میزد
علامت بابای یونا @
علامت مامان یونا #
علامت خود یونا _
_ های اوما های ابا
@سلام دخترم صبحت بخیر
#سلام دختر خوشگلم با صبحونه باباتم صدا کن
_ چشم مامان بابا بیا صبحونه
@ اومدم
بعد از صبحونه خدافظی کردم رفتم عمارت خودم
رسیدم خونه دیدم گوشیم زنگ میخوره پرداشتم جنی بود (جنی بلک پینگ نه ) مکالمه 👇
جنی : سلام گاو محله
_ سلام گوز خوشگلم چه خبر
جنی : هیچی زنگ زدم بگم امشب میای بریم بار با بچه ها
_ اره میام ساعت چند خره
جنی :ساعت ۱۰ اوکی بای
_ بای
ویو یونا
بعد مکالمه با جنی به ساعت نگاه کردم دیدیم ساعت ۵ بود گرفتم سریال مورد علاقه مو گزاشتم نگاه کردم
دیدگاه ها (۱)

سیلام بریم برای پارت گذاری ؟!فایتینگ🔮رمان:«استاد من»Part:1وی...

پارت 15رمان🦋 عشق مدرسه ای 🦋ات: چه شرطی؟ هیونجین: ( به لبش اش...

رمان آیدل پارت ۲ ویو ات امروز دیگه میخوام از مامان و بابام ا...

پنهان عشق

(دلداده) ویو جونگکوک ساعت ۱ بود پس پاشدم رفتم حموم و لباسام ...

به زیباییه مشکی

پارت 1 ★(رمان ازدواج اجباری با هوانگ )★ویو ات: یک روز دیگه ب...

رمان :«پسر عموی جذابم»part:3ویو «علی»امروز روز اول دانشگاه ب...

طرات _ عشق _ ما _پارت: ۴رفتم داخل اتاقم و دوش ۱۵ دقیقه ای گر...

پنهان عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط