{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🍄 سناریو BTS 🍄

🍄 سناریو BTS 🍄


موضوع: وقتی می خوای خودکشی کنی🩸🪦



نامجون:ا/تتتتت تورو خدا بیا پایین با صحبت حالش می کنیم باشههه؟ قول میدم دیگه چیزی نشکنم قول میدم دیگه سر به سرت نزارمممم فقط بیا پایین از اونجاااا ( ترس ، گریه )😰😭




جین: ا/ت ب..بیا اون چاقو رو بزار زمین خب؟ اگه این کارو بکنی هرچقد دلت بخواد برات جوک بابابزرگی تعریف می کنمممم ( گریه )
ا/ت: هیق جینااا پوستت خراب میشه گریه نکن ( گریه )
جین: بیا بغلم تا خوب بشممم ( مظلوم )
ا/ت: فین باشه فین🥺❤



جی هوپ: میگم ا/ت اون شلو....جیغغغغغغ داری چکار می کنییییییی
ا/ت: هی.هیچی به خدا
جی هوپ: مگه قرار نشد ......... ادامه
ا/ت: هوسوکااااااا به خدا گوه خوردم بسهه🤕😪



شوگا: بیا پایین از اونجا منو سگ نگنننن ( داد )
ا/ت: هق نمی خوامممممم مامان بزرگم مردههه دیگه هیچ کس رو ندارممممم ( گریه )
شوگا: غلط کردیییی مگه مردم بیا پایین روانی به خدا اگه بپری یک دقیقه نشده پشت سرت منم می پرممممم ( داد )😠😢



جیمین: پرنسس کوچولو کج... او.اونا چین دستت؟؟
ا/ت: ف.فقط سرم درد می کردم می خواستم مسکن ب.بخورم ( استرس ، بغض )
جیمین: اها حتما رو پیشونی منم نوشته جیمین خره اره ؟!! ( عصبی ، نسبتا بلند ) ( بغل کردن ا/ت ) چاگی نمی دونم چه اتفاقی افتاده ولی می تونیم با صحبت حلش کنیم باشه؟؟ پس دیگه این کار هارو نکن ( لبخند ، نگران )😇💋



تهیونگ: ای خدااا ا/تتتت بسه دیگه چقد حموم می کنی بیا بیروناا وگرنه من میام تو....... اوک اومدم داخل..... اااااااا ( داد ) ن.نه ا.این امکان نداره بلند شوووو بلند شوووو حق نداری منو تنها بزارییییی ( گریه ، زنگ زدن به امبولانس )
ا/ت: ب.ببش.ببخشیددد (  اروم ، بغض )
تهیونگ: دووم بیارررر  ( گریه )😭😟



جونگ کوک: داری چه غلطی می کنییییی ( عربده )
ا/ت: م.من چیزه .....
جونگ کوک: می خواستی من نبودم خودتو دار بزنییییییی احممممممق ( داد ؛ عصبی ، بغض ) خ.خیلی بدی می خواستی بری و بانی کوچولوتو تنها بزاری تو می خواستی عشقمو ازم بگیرییییی ( گریه )
ا/ت: ا.اشتباه کردم بانی دیگه تکرار نمیشه قول میدم دیگه این کارو نکنمممم( بغض ) 😔🥲
دیدگاه ها (۹)

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 3 | دوباره، تو و مناز آن روز، جیمین کمی متفاوت شد...

𝙻𝚘𝚟𝚎 𝚖𝚎 𝚊𝚐𝚊𝚒𝚗 𝙿𝚊𝚛𝚝:⁵⁹یونگی:همه‌مون؟جین قبل از نامجون جواب دا...

آواز عشق♣️part8♣️ویو ا/تدر باز شد و یه خانم میانسال اومد داخ...

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

پارت ۱۴ ° تـــــو اینجااا با ددی من چیکار می‌کنی ؟؟× روانم پ...

《وقتی باهاش قهر بودی ولی...》پارت ¹ویو ا/توایییی... 😑دو روز پ...

تکپارتی (درخواستی)هوا سنگین بود.ا/ت کنار پنجره ایستاده بود و...

ادامه سناریو

تکپارتی درخواستی

P21۲روز از روزی که آچا و سوسی باهم دیدار کرده بودن می‌گذشت،د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط